|
محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت،
حامد، خلف صالح، داعى، صاحب، غائب، قائم، منتظر
و...
كنيه هاى آن حضرت عبارتند از:
ابوالقاسم (هم
كنيه پيامبر(،
ابوعبداللّه،
اباصالح و...
صفات والقابی که در زیارتها وادعیه برای آن حضرت
از لسان معصومین علیهم السلام بیان شده است.
بقيّة اللّه:
باقيمانده خدا در زمين.
خليفة اللّه:
جانشين خدا در ميان خلايق.
وجه اللّه:
مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق
رو به او دارند.
باب اللّه:
دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى
ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند.
داعى اللّه:
دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا،
منادى راستين هدايت الى اللّه.
سبيل اللّه:
راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار
دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.
ولى اللّه:
سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست
خدا.
حجة اللّه:
حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ
در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند.
نور اللّه:
نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و
حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.
عين اللّه:
ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا
در مراقبت كردار بندگان.
سلالة النّبوّة:
فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.
خاتم الاوصياء:
پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر صلى
الله عليه وآله وسلم.
علم الهدى:
پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه،
نشان مسير حقيقت.
سفينة النّجاة:
كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه
رستگارى.
عين الحيوة:
چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.
القائم المنتظر:
قيام كننده مورد انتظار.
العدل المشتهر:
عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.
السيف الشاهر:
شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه
عدل و داد.
القمر الزّاهر:
ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.
شمس الظلاّم:
خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در
ظلمات زمين.
ربيع الأنام:
بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال
خلايق.
نضرة الأيّام:
طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره
تاريخ.
الدين المأثور:
تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار
پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب.
الكتاب المسطور:
قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه
پيامبر در هيئت بشرى.
صاحب الأمر:
دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار
شريعت.
صاحب الزمان:
اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.
مطهّر الأرض:
تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده
پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.
ناشر العدل:
برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در
سراسر گيتى.
مهدى الامم:
هدايتگر همه امّت ها، راه يافته راهنماى همه طوايف
بشريت.
جامع الكَلِم:
گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحيد، وحدت
بخش همه صفها.
ناصر حق اللّه:
ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت.
دليل ارادة اللّه:
راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر
انسانها درراستاى اراده خدا.
الثائر بأمر اللّه:
قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان
پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.
محيى المؤمنين:
احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.
مبير الكافرين:
نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك
كننده كفار.
معزّ المؤمنين:
عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.
مذلّ الكافرين:
خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر
پيشگان.
منجى المستضعفين:
نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.
سيف اللّه الّذى لاينبو:
شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد.
ميثاق اللّه الّذى أخذه:
پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.
مدار الدهر:
مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.
ناموس العصر:
نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.
كلمة اللّه التامه:
كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.
تالى كتاب اللّه:
تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.
وعداللّه الّذى ضمنه:
وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.
رحمة اللّه الواسعة:
رحمت بى پايان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار
رحمت گسترده حق.
حافظ اسرار رب العالمين:
نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.
معدن العلوم النبويّه:
گنجينه دانش هاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى.
نظام الدين:
نظام بخش دين.
يعسوب المتقين:
پيشواى متقين.
معزّ الاولياء:
عزت بخش ياران.
مذلّ الأعداء:
خوار كننده دشمنان.
وارث الانبياء:
ميراث بر پيامبران.
نور ابصار الورى:
نور ديدگان خلايق.
الوتر الموتور:
خونخواه شهيدان.
كاشف البلوى:
بر طرف كننده بلاها.
المعد لقطع دابر الظلمه:
مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.
المنتظر لاقامة الأمت و العوج:
مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستى ها.
المرتجى لازالة الجور و العدوان:
مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.
المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن:
ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.
المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده:
مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.
جامع الكلمة على التقوى:
گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.
السبب المتصل بين الأرض و السماء:
واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.
صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى:
صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.
مؤلف شمل الصلاح و الرضا:
الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.
الطالب بدم المقتول بكربلا:
خونخواه شهيد كربلا.
المنصور على من اعتدى عليه وافترى:
يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.
المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى:
پريشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعايش مستجاب
شود.
منبع: کتاب نجم الثاقب
**************************
|