|

سرور من!غیبت تو
خواب از دیده گانم ربوده،
خاطرم را پریشان
ساخته،
آرامش دلم را از من
سلب نموده است.
سرور من! با غیبت
تو،مصیبتی جانکاه بر سراسر هستیام فرو ریخته که
هرگز
تسلی نمییابم.
از دست دادن یاران
یکی پس از دیگری اجتماعات را در هم می
ریزد.
بلاها و
سختیها،رنجها و اندوه ها،آنچنان بر دلم سنگینی
میکند که دیگر اشک
دیده و فریادهای
سینهام را احساس نمی کنم،
که هر چه بر اشک
دیده و فریاد سینهام مینگرم،
مصیبت شدیدتر و
جانکاه تری در نظرم مجسم میگرد که از مصایب قبلی
دشوارتر
و شکننده تر
است...!!
|