بسم الله الرحمن الرحيم  اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن  صلواتك عليه وعلی آبائه   في هذه الساعة و في كل ساعة   وليا و حافظا   و قائدا و ناصرا   و دليلا و عينا   حتي تسكنه ارضك طوعا   و تمتعه فيها طويلا
 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 فعالیتها و مبارزات (قسمت سوم)

 

شهید بزرگوار سید حسن شیرازی که شجاعت را از اجداد طاهرینش به ارث برده بود. با روی کارآمدن رئیس جمهور جدید " عبدالرحمان عارف " به ملاقات او رفت و با شجاعت و صراحت تمام عبدالرحمن را نصیحت کرد. او نیز مانند گذشتگان پند نگرفت و راه آنان را رفت تا اینکه منجر به نابودیش شد. پس از او حزب بعث احمد حسن البکر را رئیس جمهور عراق کرد. حزب بعث که بدست میشل عفلق در سوریه تاسیس شده بود در عراق هم شروع به فعالیت کرد و حکومت را در دست گرفت. (میشل عفلق شخصی مسیحی که پدرش یونانی و مادرش فرانسوی بود و با استعمار فرانسه به مناطق سوریه و لبنان آمده بود.)

سید حسن رحمة الله علیه این بار با تمام قوا وارد میدان مبارزه شد و با تشکیل اجتماعاتی از طبقات مختلف مردم و شخصیتهای سیاسی عراق به آنها گوشزد کرد که این بار حزب بعث با ماسک دین و ناسیونالیسم می خواهد پیشرفت کند. در جشن بزرگ  میلاد امیرالمومنین عليه السلام درکربلا مردم دوباره منتظر شنیدن سخن روحانیت شیعه در مورد این حزب بودند. نماینده مردم و روحانیت شیعه سید حسن شیرازی پشت میکروفون قرار گرفت ودر این سخنرانی با اشعار خود مردم را متوجه خطرها و ماهیت ضدّ ملی و دینی  حزب بعث کرد.

ترجمه قسمتی از اشعارشهید:

رفقا ( کمونیست ها ) ثروت مردم را گرفتند

آنگاه در حیرت ماندند و دیدند که ثروتی نمانده

نه از فقر فقراء کاسته شد.

ونه ثروتی برای اغنیاء باقی ماند

در حالی که سوسیالیستها بورژوا شدند

در جمع مال یکسانند...

عفّت دختران را بر باد دادند زیرا آنان

خود بچّه های سر راهی و بی پدرانی بودند

این بعثی ها همان کمونیستها هستند تنها با یک تفاوت  

که بر اینها کثــافـــت امــــویّت هم اضافه شده است

اگر اینها بی دین نبودند رضایت نمی دادند

که مشرکین بیگانه با آنان در حکومت شرکت داشته باشند

ولی اینان به حکومت میشل عفلق تن در دادند

مگر او با کینه جنگهای صلیبی و خونخواهی آنان نمی آید؟

پدرش بعنوان استعمار به سوریه آمد

آمدند با لعنتی سرخ

رفتند با شادمانی و سرور برای مردم

وای بر عراق که ظلمت شب را سپری نخواهد نمود

مگر آنگاه که حکومت اسلام را بر پا کند.  

این سخنان شهید سید حسن همه جا نقل مجالس گشته، سر زبانها و دست به دست مبادله می شد. حزب فاشیستی بعث از دست سید حسن به شدت عصبانی شد و نقشه ترور یا دستگیری و زندان او را از همان زمان کشیدند.

احمد حسن البکر که از افراد حیله گر روزگار بود از طرف میشل عفلق مامور دستگیری سید حسن شد و تاکید شده بود که به طور طبیعی و بی سر وصدا دستگیری او انجام گیرد. او برای اجرای این دستور بعضی از شخصیتها را فرستاد تا از سید حسن برای حلّ پاره ای از مشکلات دعوت بعمل آورند. پس از این دعوت، سید حسن به سوی بغداد حرکت کرد تا با حسن البکر اتمام حجت نماید.به محض رسیدن سید به بغداد او را دستگیر کردند و به " قصر النهایه " انتقال دادند. از همان بدو ورود مورد اذیّت و آزاروشکنجه های وحشیانه قرار گرفت. 

 

خلاصه ای از چگونکی شکنجه های آن شهید مظلوم در زندان بعث به نقل از خود شهید و نزدیکانش:

 

* ضربات سخت شلاق مخصوص

* اتو کردن پشت و سینه و شکم با اتو برقی مکرراَ

* سوزاندن قسمتهائی از بدنش مانند صورت و... با آتش سیگار

* کندن موی صورت و ابروانش با وسائل برقی

* آتش زدن موهای صورتش ( دو مرتبه )

* ضربات باتوم چوبی و آهنی، که در نتیجه چندین جای بدنش و دست و پا و انگشتانش شکست که حتی تا روز شهادتشان از درد بعضی از مواضع  بدنش ناراحتی داشت.

* او را وارونه آویزان می کردند.

* او را به پنکه سقفی می بستند.

* انواع و اقسام توهین و تحقیر و........

 

در هنگام شکنجه لیست اسامی حدود سیصد نفر از علماء و مراجع تقلید و شخصیتهای اسلامی را می آوردند و از وی می خواستند که اقرار کند خودش و این افراد برای اجانب جاسوسی می کنند. اما شهید سید حسن شیرازی با ایمانی راسخ و صبر و ثبات فوق العاده ای که داشت تمام شکنجه ها را برای خدا تحمل کرد بدون آنکه خودش یا دیگران را متهم سازد.

 

نقل می کنند هنگام شکنجه میشل عفلق و صدام و دیگر رهبران حزب بعث که سخت از دست سید ناراحت بودند شخصا بر بالین سید حاضر می شدند و می خندیدند و آتش سیگار خود را به بدن سید نزدیک می کردند. بعثی ها چون دیدند با شکنجه به اهداف خود نمی رسند. واز طرفی فشارها و اعتراضات علما و مردم برای آزادی شهید زیاد است سید را به بیمارستان ارتش بردند و از آنجا هم او را به زندان بعقوبه انتقال دادند و به بستگان و دوستانش اجازه ملاقات دادند. مادر شهید رحمة الله علیها اولین ملاقات کننده بود آنقدر چهره فرزندش عوض شده بود که  وقتی سید به مادر سلام کرده و دست او را می بوسد .مادرهر چه بصورت فرزند خود نگاه میکند او را نمی شناسد و میگوید تو که هستی ؟ من حسن را می خواهم، حسن کجاست؟! وصورت خود را بر میگرداند. شهید میگوید مادر من پسرت حسن هستم قیافه ام تغییر کرده است.مادر از صدای فرزندش او را شناخته ، در آغوشش می گیرد آنقدر می گرید تا از حال میرود.

 

حزب بعث حکم اعدام سید حسن را صادر کرد که با دعاها و توسلات پی در پی این حکم تغییر پیدا کرد. از خود شهید نقل شده است که : یک روز در زیر دست شکنجه گرها متوسل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شدم و نذر کردم که اگرخدا مرا از زندان رهایی بخشد کتابی در باره امام زمان علیه السلام می نویسم. ایشان پس از خروج از زندان بلافاصله عراق را ترک کرد و به سوریه و از آنجا به لبنان رفت. و بعد از معالجه و درمان، فعالیتهای خود را از سر گرفت و بر اثر اشتغال زیاد نتوانست نذرش را عملی سازد، شبی در عالم رویا خدمت وجود مقدس امام زمان صلوات الله علیه میرسد و حضرت کتاب را از او مطالبه کردند. شهید با دیدن این رویا فوراً نذر خودرا عملی می سازد، و بلافاصله کتاب " کلمة الامام المهدی " را می نویسد.

 

بدین ترتیب فعالیت ها و مبارزات آیت الله شهید سید حسن شیرازی در عراق پایان پذیرفت،  و رفت تا در بیروت در سطح وسیعتری بجنگ طاغوتهای عالم برود و در راه عظمت اسلام و مسلمین جهادی همه جانبه و گسترده تر را آغاز کند. آیت الله شهید سید حسن شیرازی - قدس سره - پس از آزادی از زندان بعث بلافاصله به بیروت هجرت نمود و مدتی در بیمارستانهای لبنان تحت درمان و معالجه آثار وخیم شکنجه های رژیم سفاک بعث بود و بعد از آن دوباره به میدان جهاد و مبارزه با ظلم و بی عدالتی برگشت.

 

شهید سید حسن در لبنان زندگی می نمود ولیکن افکار تابناک، روح بلند و فعالیتهای خستگی ناپذیر آن سید  بزرگواردر تمام جهان پرتو افکنده بود. آن بزرگوار لبنان را مرکزی برای نشر مذهب اهلبیت علیهم السلام قرارداده بود و روزنامه ها و مجلات لبنان و کشورهای دیگر قسمتهایی از فعالیتهای ایشان را پخش می کردند. رژیم بعث همواره توطئه و فشارهای خود را بر علیه سید حسن و برادر بزرگوارشان حضرت آیت الله العظمی شهید سید محمد شیرازی- قدس سرهما – گسترش می داد.

 

گوشه ای از ظلم های  رژیم بعث به این دو بزرگوار:

*  نشر انواع تهمت ها و دروغ پردازیها در مورد ایشان

*  مراقبت دائمی از آن دو بزرگوار و مرتبطین و متعلقین به ایشان

*  استخدام جاسوسها و ماموران در داخل و اطراف بیت و در مدارس و مؤسسات ایشان

*  جلوگیری و مانع تراشی در راه نشر افکار و کتابها و مؤسسات ایشان

*  ممنوعیّت چاپ و انتشار کتب ایشان و به آتش کشیدن، آنچه از ایشان چاپ شده بود.

*  استراق سمع و کنترل نامه ها و پیام های ایشان

*  ممنوعیّت خروج وابستگان ایشان حتی جلوگیری از انجام فریضه حج

*  منع و نهی طلاب علوم دینی از حضور در درس خارج آیت الله  شهید سید محمد شیرازی

*  منع مردم ازحضور در نماز جماعت معظم له که در صحن امام حسین علیه السلام برگزارمیشد.

*  ضبط و مصادره تمام مؤسسات مربوط به ایشان از جمله درمانگاه قرآن کریم، کتابخانه های عمومی، صندوقهای قرض الحسنه، مدارس حفّاظ قرآن کریم و ...

*  توقیف کلیه نشریات و مجلاتی که در جهت حل مسائل و مشکلات اجتماعی و دینی منتشرمیشد.

*  مصادره اموال و وجوهات شرعی که برای شهید آیت الله العظمی سید محمد شیرازی فرستاده می شد.

*  بازداشت بسیاری از از وابستگان و دوستان ایشان

 

 فشارهای وحشیانه و صدور حکم اعدام مرجع شهید سید محمد شیرازی - قدس سره - از طرف رژیم بعث باعث شد که معظم له به ناچار از کربلا به کویت هجرت نمودند. و در کویت همچنان به فعالیت و جهاد مستمر خود ادامه دادند. که بیان آن خود کتابی جداگانه را می طلبد. بعد از پیروزی انقلاب، به ایران مهاجرت کردند و همواره  به فعالیتهای فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی خود از طریق نوشتن کتابها ، ایراد سخنرانی ها ، ایجاد مؤسسات مختلف و...  برای بیداری جامعه  و اعتلای کلمه حق در رویارویی و جهاد با حکومتهای استعمارگر سعی وافر داشتند. اما پاداش آن همه خدمات و زحمات چه بود؟!!

در کتاب" مطاردة قرن و نصف " نقل شده است :

" بیش از یک قرن است که آل شیرازی از طرف دولتهای خودکامه رانده شده اند. آنان تاوان خویشاوندی خود را با مجدد شیرازی بزرگ، صاحب فتوای مشهور " تنباکو " و میرزای شیرازی دوم، رهبر انقلاب عراق پس می دهند و تنها جرم آنان، نوشتن کتابهای توجیهی و بیدار کننده و تشکیل مؤسسات مختلف فرهنگی  و مذهبی می باشد."

 

سخن گفتن در باره زندگانی و شخصیت این مرجع عالیقدر جهان تشیع منحصر به یک بعد نیست، بسیار پیچیده و شگرف است و چون قطره ای است در برابر دریا. شما می توانید  فعالیتها، اتفاقاتی که در ایران افتاد وزندگینامه حضرت آیت الله العظمی شهید سیدمحمد شیرازی - قدس سره- را در این  سایت و وبلاگهای زیر بخوانید.

 

http://m-shirazi.persianblog.com

 

http://emam-shirazi.blogfa.com

 

http://shirazi.ir/imam-shirazi/index.html