بسم الله الرحمن الرحيم  اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن  صلواتك عليه وعلی آبائه   في هذه الساعة و في كل ساعة   وليا و حافظا   و قائدا و ناصرا   و دليلا و عينا   حتي تسكنه ارضك طوعا   و تمتعه فيها طويلا
 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

« إِقرأ بِإِسمِ رَبِکَ أَلذي خَلَق * خَلَقَ الإِنسانَ مِن عَلَق »

 

سوره توبه آیه ۱۲۸

                                                                               

بعثت حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) بر تمام مسلمین جهان مبارک باد.

 

 

 

 

قال الله تعالی:

 

« رسولی از میان شما برای شما آماده است.گران است برای او سرکشی و لجاجت شما،مشتاق است بر شما که شاید بتواند شما را هدایت کند و او نسبت به مؤمنان مهربان است.»

سوره توبه آیه ۱۲۸

 

 

در روز بیست و هفتم ماه رجب حضرت محمد بن عبدالله در سنّ چهل سالگی مبعوث به رسالت شدند.

خداوند متعال دل او را بهترین دلها،خاشع تر،مطیع تر و بزرگتر از همه ی دلها یافت،سپس دیده ی آن حضرت را نور دیگر داد و خداوند عالم امر فرمود: که درهای آسمان را گشودند و فوج فوج ملائکه به زمین می‌‌آمدند.آن حضرت نگاه می کرد و ملائکه را می دید.خداوند رحمت خود را از ساق عرش تا سر مبارک آن حضرت متصل گرداند.

پس جبرئیل فرود آمد و اطراف آسمان و زمین را فرا گرفت.بازوی آن حضرت را حرکت داد و گفت:" یا محمد!بخوان! "حضرت فرمود:چه بخوانم؟گفت: " إِقرأ بِإِسمِ رَبِکَ أَلذي خَلَق * خَلَقَ الإِنسانَ مِن عَلَق (ای رسول گرامی‌،قرآن را بنام پروردگارت که خدای آفریننده ی عالم است،بر خلق قرائت کن آن خدائی که آدمی‌ را از خون بسته بیافرید.)

سپس وحی‌های خدا را به او رسانید.بعد از آن ملائکه خاص خدا همراه با هزاران هزار ملائکه دیگر نازل شدند و کرسی عزت و کرامت برای آن حضرت آوردند و تاج نبوت بر سر آن سلطان عالم و مرسل رسالت گذشتند.لوای حمد را به دستش دادند و گفتند:بر روی این کرسی بالا برو و خداوند خود را حمد کن و سپس تمام ملائکه بالا رفتند.

 

آن حضرت از کوه (حرا) پایین آمدند.انوار جلال او را فرا گرفته بود.هیچ کس قادر نبود که به آن حضرت نگاه بیندازد.از کنار هر درخت و گیاه،بوته و سنگ و چیزهای دیگری که می‌گذشت،همه برای اوسجده می کردند و به زبان واضح و آشکار می گفتند:" السلام علیک یا نبی الله السلام علیک یا رسول الله."

چون داخل خانه ی حضرت خدیجه(علیها السلام) شد،از شعاع خورشید جمال پیغمبر خانه منور شد.حضرت خدیجه گفت: یا محمد،این چه نوری است که در تو مشاهده می‌کنم؟حضرت فرمودند:این نور پیامبریست.

 

 

روزی که نبود حرفی از بود و نبود آن روز کسی‌ نبود غیر از معبود
می‌خواست که بی‌ پرده کند جلوه گری از عکس رخش کون و مکان شد موجود