|

در
سحرگاه روز جمعه هفدهم ربیع الاول در سال عام
الفیل که نبی معظم ما متولد شد.
به میمنت قدوم پیامبر شیطان از هفت آسمان رانده
شد.
تمام بتها در بتکدهها واژگون شد و شکست.
در ایوان کسری شکست، چهار کنگره ی طاق کسری ساقط
شد، آب دریاچه ساوه خشک شد، آتشکده فارس که هزار
سال بود خاموش نشده بود خاموش شد، نوری در آن شب
از طرف حجاز ظاهر شد و در عالم منتشر گردید، تخت
هر پادشاهی در آن روز سرنگون شد، سحر ساحران باطل
شد و قریش در میان عرب بزرگ شدند و ایشان را «آل
الله» گفتند.
و آمنه
(سلام الله علیها)
مادر آن حضرت گفت
«
والله چون پسرم به زمین رسید دستها را به زمین
نهاد و سر به آسمان بلند کرد و به اطراف نظر
انداخت. پس از من نوری ساطع شد که همه چیز را روشن
کرد و در آن نور شنیدم گوینده ایی می گوید :« همانا
که تو زاییدی آقای مردم را، پس او را محمد نام
گذار. »
پیغمبر
طاهر و مطهر است
یکی از
شرایط نبوّت آن است که پیامبر ختنه کرده، ناف
بریده و پاک شده از خون و غیره متولد شود و بوی
خوش از او ساطع باشد و هرگز از او چیزی که از سایر
مردم عادی سر می زند دیده نشود. چنانکه پیامبر (صلی الله علیه و
آله و سلم) هنگام تولد از پا به زمین آمد و
جهان را معطر نمود و رو به کعبه به سجده افتاد و
چون سر از سجده برداشت اقرار به وحدانیت حق و به
رسالت خود نمود و نوری از او ساطع و لامع شد که
مشرق و مغرب را روشن نمود.
بخوانیم
از صفات آخرین فرستاده ی خدا
در مناقب
ابن شهر آشوب آمده است: پیامبر خدا
(صلی الله علیه و
آله) پیش از این آنکه مبعوث شود، بیست خصلت
از خصلتهای پیامبران را دارا بود که اگر فردی
یکی از آن خصال را داشته باشد دلیل بر عظمت اوست،
چه رسد به کسی که همه ی آنها را دارا باشد.آن
حضرت امین، راستگو، ماهر، اصیل، شریف، والا
مقام، سخنور، خیر خواه، خردمند، با
فضیلت، عابد، زاهد، سخاوتمند، دلیر و جنگاور، قانع و
فروتن، صبور و بردبار، مهربان و غیرتمند، سازگار و
نرم خو بود.
حضرت
علی (علیه
السّلام) درباره ی اوصاف حضرت پیامبر چنین
فرمود:
او خاتم
پیامبران است.بخشندهترین مردم بود،سعه ی صدرش از
همه بیشتر بود، راستگوترین و پایبندترین به عهد
و پیمان، از همه نرم خو تر بود و رفتارش بزرگوانه
بود.هر کس بدون سابقه قبلی او را میدید هیبتش او
را میگرفت و هر کس با او معاشرت مینمود و او را
میشناخت دوستدارش میشد و هر کس میخواست او را وصف
کند چنین میگفت: نظیر او را در گذشته و حال ندیده
ام.
نباشد
گلی خوشبو تر از بوی پیامبر
|
خلق کنند
آرزوی روی محمد (ص) |
|
شیفته ی سیرت نیکوی محمد (ص) |
|
نیست مهی
در فلک به نور جمالش |
|
نیست گلی در چمن به بوی محمد (ص)
|
|
سلسله ی
کائنات و رشته ی هستی |
|
بسته
سراسر به تار موی محمد (ص) |
|
هیچ دلی
خالی از محبت او نیست
|
|
پر
شده عالم ز گفتگوی محمد (ص) |
|
زنده شود
از نسیم، صبح وصالش
|
|
هر که
بمیرد در آرزوی محمد (ص)
|
|
صبح قیامت که سر از خاک بر آرد
|
|
دل رود
آن جا، به جستجوی محمد (ص) |
|
یا ربّ
در روز رستخیز مریزان
|
|
آبروی ما، به آبروی محمد (ص) |
|