|

حضرت رسول (صلی
الله علیه و آله) فرمودند: «ما من نبي و لا
وصي الا شهیدا» هیچ پیامبری و وصی پیامبری نیست
مگر آن که شهید از دنیا می رود. روزی حضرت صادق
(علیه السلام)
به بعضی از اصحاب خود فرمودند: آیا می دانید که
پیامبر (به مرگ طبیعی) فوت نمود و یا شهید شد؟!
همانا خدای تعالی در قرآن می فرماید: «أفإن مات أو
قتل...» اگر او (پیامبر) به مرگ یا شهادت در
گذشت... سپس حضرت فرمودند: عائشه و حفصه او را
مسموم نمودند. آن دو و پدرانشان (ابوبکر و عمر) بد
ترین خلق خدا می باشند.
آری، این دو زن برای تعجیل در امر حکومت پدرانشان،
به دستور آنها (ابوبکر و عمر لعنه الله علیهم)
پیامبر خدا را مسموم نموده به شهادت رساندند، و
عالم را از صراط مستقیم منحرف کردند. حضرت باقر
(علیه السلام)
فرمودند: تا روز قیامت هر قطره خونی که از ما و از
دوستان ما ریخته شود باعث و بانی آن ابوبکر و عمر
هستند.
چه تعجب است از کفر این دو زن، زیرا اینان دختران
همان پدرانی هستند که حضرت صادق
(علیه السلام)
می فرمایند:«ما آمنا بالله طرفة عین أبدا» به
اندازۀ یک چشم بهم زدن به خدا ایمان نیاوردند!!
پیامبر خدا این آخرین سفیر الهی و خاتم رسولان در
آخرین لحظات عمر با برکت خود که در بستر بیماری
بود قلم و کاغذ طلب کردند تا آخرین جملات را به
یادگار گزارند اما عمر فریاد زد و ننگ بار ترین
کلمه تاریخ را بر زبانش جاری کرد که جامعه و
امتی را از مسیر هدایت منحرف کرد. آری ننگ بار
ترین و پست ترین کلماتش که گفت: "رهایش کنید همانا
این مرد هذیان میگوید.کتاب خدا مارا بس است."
این کلمات را دربارۀ پیامبری گفت که قرآن در
باره اش میگوید« وما ینطق علی الهوی إن هو إلا
وحیٌ یوحی » پیامبر هرگز با هوای نفس سخن نمیگوید
و سخنان او چیزی جز وحی نیست.
در آن جمع که در کنار بستر پیامبر اسلام به عیادت
آمده بودند،عده ای به حمایت از عمر بر خاسته و
حرفهای ننگینش را تایید کردند و عده ای به مخالفت
برخاستند. نزاع و کشمکش بالا گرفت که آنحضرت به
بیشرمان و تشنگان قدرت فرمودند: بعد از این سخنان
که از شما شنیدم، مرا حاجتی به آن نیست و لکن وصیت
می کنم شما را که با اهل بیت من به نیکی رفتار
کنید.
و چه خوب به وصیتهای پیامبر عمل کردند. همین
تشنگان قدرت و هوا پرستان در حالیکه مولای متقیان
حضرت علی
(علیه السلام)
مشغول تغسیل و تدفین بدن مطهر آن حضرت بود، در
سقیفه بنی ساعده گرد آمدند و با مجادله و منازعه
بر سر جانشینی آن بزرگوارمشغول بودند. عمر لعنه
الله علیه با زور و تزویر برای جانشینی ابو
بکرلعنه الله علیه بیعت گرفت و اولین انحراف در
دین آغاز شد و آتش فتنه روشن و زبانه های آن در
تاریخ دین جاری گردید.
زبانه های آتش فتنۀ سقیفه بود که درب خانۀ اهل بیت
(علیهم السلام)
را سوزاند و با درب نیم سوخته پهلوی یادگار آن
حضرت سیده زنان عالم که پیغمبر دستش را
میبوسید،را شکستند وآن مظلومه و محسنش را به
شهادت رساندند. در حالیکه پیامبر بزرگ اسلام
فرموده بود:" من دو چیز گرانبها در میان شما می
گذارم، کتاب خدا و عترت من که همانا اهل بیت من
هستند."
زبانه های آتش فتنۀ سقیفه بود که خلافت امام علی
(علیه السلام)
را غصب کرده و او را خانه نشین و در محراب عبادت
شهید کرد. زبانه های آتش فتنۀ سقیفه بود که امام
حسن مجتبی
(علیه السلام)
را مظلومانه به شهادت رساند و جنازه مبارکش را تیر
باران کرد.
زبانه های آتش فتنۀ سقیفه بود که در کربلا بر
افروخته شد و حضرت اباعبدالله را به شهادت رساند و
پس از شهادت او زبانه کشید ودر خیمه های حسینی
افتاد و اهل بیتش را آواره بیابانها نمود و از
فتنه همین آتش است که امامان معصوم
(علیهم السلام)
را یکی پس از دیگری به شهادت رساندند.
صلی الله علیک یا رسول الله صلی الله علیک و علی
أهل بیتک الطیبین الطاهرین المظلومین اللهم إلعن
أول ظالمٍ ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له
علی ذلک اللهم إلعنهم جمیعا.
|