بسم الله الرحمن الرحيم  اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن  صلواتك عليه وعلی آبائه   في هذه الساعة و في كل ساعة   وليا و حافظا   و قائدا و ناصرا   و دليلا و عينا   حتي تسكنه ارضك طوعا   و تمتعه فيها طويلا
 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم


شهادت پیامبر و آغاز غصب خلافت

 

 

 

حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فرمودند: « ما من نبي و لا وصي الا شهیدا » هیچ پیامبری و وصی پیامبری نیست مگر آن که شهید از دنیا می رود. روزی حضرت صادق (علیه السلام) به بعضی از اصحاب خود فرمودند: آیا می دانید که پیامبر (به مرگ طبیعی) فوت نمود و یا شهید شد؟! همانا خدای تعالی در قرآن می فرماید: « أفإن مات أو قتل... » اگر او (پیامبر) به مرگ یا شهادت در گذشت... سپس حضرت فرمودند: عائشه و حفصه او را مسموم نمودند. آن دو و پدرانشان (ابوبکر و عمر) بد ترین خلق خدا می باشند.

آری، این دو زن برای تعجیل در امر حکومت پدرانشان، به دستور آنها (ابوبکر و عمر لعنه الله علیهم) پیامبر خدا را مسموم نموده به شهادت رساندند، و عالم را از صراط مستقیم منحرف کردند. حضرت باقر (علیه السلام) فرمودند: تا روز قیامت هر قطره خونی که از ما و از دوستان ما ریخته شود باعث و بانی آن ابوبکر و عمر هستند.

 

چه تعجب است از کفر این دو زن، زیرا اینان دختران همان پدرانی هستند که حضرت صادق (علیه السلام) می فرمایند:« ما آمنا بالله طرفة عین أبدا » به اندازه ی یک چشم بهم زدن به خدا ایمان نیاوردند!!

 

پیامبر خدا این آخرین سفیر الهی و خاتم رسولان در آخرین لحظات عمر با برکت خود که در بستر بیماری بود قلم و کاغذ طلب کردند تا آخرین جملات را به یادگار گزارند اما عمر فریاد زد و ننگ بار ترین کلمه تاریخ را بر زبانش جاری کرد که جامعه و امتی را از مسیر هدایت منحرف کرد. آری ننگ بار ترین و پست ترین کلماتش که گفت: « رهایش کنید همانا این مرد هذیان میگوید.کتاب خدا مارا بس است.» این کلمات را درباره ی پیامبری گفت که قرآن در باره اش میگوید« وما ینطق علی الهوی إن هو إلا وحیٌ  یوحی » پیامبر هرگز با هوای نفس سخن نمی گوید و سخنان او چیزی جز وحی نیست.

 

در آن جمع که در کنار بستر پیامبر اسلام به عیادت آمده بودند، عده ای به حمایت از عمر بر خاسته و حرفهای ننگینش را تایید کردند و عده ای به مخالفت برخاستند. نزاع و کشمکش بالا گرفت که آنحضرت به بیشرمان و تشنگان قدرت فرمودند:« بعد از این سخنان که از شما شنیدم، مرا حاجتی به آن نیست و لکن وصیت می کنم شما را که با اهل بیت من به نیکی رفتار کنید.»

 

و چه خوب به وصیتهای پیامبر عمل کردند. همین تشنگان قدرت و هوا پرستان در حالیکه مولای متقیان حضرت علی (علیه السلام) مشغول تغسیل و تدفین بدن مطهر آن حضرت بود، در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند و با مجادله و منازعه بر سر جانشینی آن بزرگوارمشغول بودند. عمر (لعنه الله علیه) با زور و تزویر برای جانشینی ابو بکر (لعنه الله علیه) بیعت گرفت و اولین انحراف در دین آغاز شد و آتش فتنه روشن و زبانه های آن در تاریخ دین جاری گردید.

 

زبانه های آتش فتنه ی سقیفه بود که درب خانه ی اهل بیت (علیهم السلام) را سوزاند و با درب نیم سوخته پهلوی یادگار آن حضرت سیده زنان عالم که پیغمبر دستش را می بوسید،را  شکستند وآن مظلومه و محسنش را به شهادت رساندند. در حالیکه پیامبر بزرگ اسلام فرموده بود:« من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم، کتاب خدا و عترت من که همانا اهل بیت من هستند.»

زبانه های آتش فتنه ی سقیفه بود که خلافت امام علی (علیه السلام) را غصب کرده و او را خانه نشین و در محراب عبادت شهید کرد. زبانه های آتش فتنه ی سقیفه بود که امام حسن مجتبی (علیه السلام) را مظلومانه به شهادت رساند و جنازه مبارکش را تیر باران کرد.

 

زبانه های آتش فتنه ی سقیفه بود که در کربلا بر افروخته شد و حضرت اباعبدالله را به شهادت رساند و پس از شهادت او زبانه کشید ودر خیمه های حسینی  افتاد و اهل بیتش را آواره بیابانها نمود و از فتنه همین آتش است که امامان معصوم (علیهم السلام) را یکی پس از دیگری به شهادت رساندند.

 

 

صلی الله علیک یا رسول الله صلی الله علیک و علی أهل بیتک الطیبین الطاهرین المظلومین اللهم إلعن أول ظالمٍ ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم إلعنهم جمیعا.