|

حضرت علی اکبر(علیه
السلام)
فرزند سید الشهدا، رشيد، دلير، زيبا، شبيه ترين كس
به رسول خدا
(صلى الله عليه و آله)
بود. رويش روى رسول ، خويش خوی رسول ، گفت و گويش
گفت و گوى رسول خدا
(صلى الله عليه و آله)
بود. كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا را داشت بر چهره
علی بن الحسین
(علیه السلام)
مى نگريست، تا آنجا که پدر بزرگوارش مي فرمايد:"
هر گاه مشتاق ديدار پيامبر مى شديم به چهره او مى
نگريستيم."
حضرت علی اکبر در كربلا حدود
25
سال داشت.برخی راويان سن ايشان را
18
سال و 20
سال هم گفته اند. او اولين شهيد عاشورا از بنى
هاشم بود.
شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر
(علیه السلام)
و رزم آورى و بصيرت دينى او، در سفر كربلا بويژه
در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل
آن است.
وقتى امام حسين
(علیه السلام)
از منزلگاه قصر بنى مقاتل گذشت، روى اسب چشمان او
را خوابى ربود و پس از بيدار شد و انا لله و انا
اليه راجعون گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را
تكرار كرد. حضرت على اكبر
(علیه السلام)
وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود:
در خواب ديدم سوارى مىگويد اين كاروان به سوى مرگ
مىرود. پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود:چرا. پس
گفت:« فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين» پس باكى
از مرگ در راه حق نداريم.
روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى
كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند او
بود. گر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام
بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او
جز اين انتظار نبود. اهل خیام که فهمیدند علی اکبر
عزم رفتن کرده است ناگهان در هم شکستند،فرو
ریختند. سکینه دستها را گرد کمر برادر حلقه کرده
است و زینب پروانه وار گرد او می گشت. علی را چنان
در اغوش گرفته بود که هیچ چیزی در این جهان نمی
توانست میان این دو آغوش مفارقت اندازد. علی
(علیه السلام)
عازم میدان شد و چشم های حسرت زده ی بسیاری را پشت
سر گذاشت.
وقتى
به ميدان مىرفت،امام حسين(علیه
السلام)
نگاه مأيوسانه به آن جوان كرد و بگريست و محاسن
شريفش را به جانب آسمان بلند كرد و گفت: " ای
پروردگار من،گواه باش بر اين قوم هنگامی كه به
مبارزت ايشان میرود جوانی كه شبيهترين مردم است
در خلقت و خلق و گفتار با پيغمبر تو، و ما هر وقت
مشتاق میشديم به ديدار پيغمبر تو نظر به صورت اين
جوان میكرديم.خداوندا بازدار از ايشان بركات زمين
را و ايشان را متفرق و پراكنده ساز و در طرق
متفرقه بيفكن ايشان را و واليان را از ايشان هرگز
راضی مگردان چه اين جماعت ما را خواندند كه نصرت
ما كنند چون اجابت كرديم آغاز عداوت نمودند و
شمشير مقاتلت بر روی ما كشيدند."
علی اکبر چندين بار به ميدان رفت. همی حمله كرد و
آن لئيمان را طعمه شمشير آتشبار خود گردانيد. بهَر
جانب كه روی می كرد گروهی را به خاك هلاک می
افكند، آنقدر از ايشان كشت تا آنكه صدای ضجه و
شيون از آنان بلند شد، و بعضی روايت كردهاند كه
صد و بيست تن را به خاك هلاک افكند. حرارت آفتاب و
شدت عطش و كثرت جراحت و سنگينی اسلحه او را به
خستگی درآورد، علی اكبر
(عليه السلام)
از ميدان به سوی پدر شتافت. عرض كرد كه ای پدر
تشنگی مرا كشت و سنگينی اسلحه مرا به خستگی افكند،
آيا ممكن است كه بشربت آبي مرا سیراب فرمايی تا در
مقابله با دشمنان قوتی پيدا كنم؟ حضرت سيلاب اشك
از ديده باريد و فرمود: " ای فرزندم مقاتله كن ،
دیری نیست كه ملاقات كنی جدت محمد را پس سيراب
كند ترا به شربتی كه تشنه نشوی هرگز.
شهزاده بی آن که آبی بنوشد تشنه به میدان
بازگشت.همینطور كه حمله میكرد بر لشكر تيری به
گلوی مباركش رسيد و گلوی نازنينش را پاره كرد.آن
حضرت صدا بلند كرد:" ای پدر، سلام من بر تو. اينك
جد من رسول خدا حاضر است و مرا از جام خويش شربتی
سقايت فرمود كه هرگز پس از آن تشنه نخواهم شد و
میفرمايد: ای حسين تعجيل كن در آمدن كه جام ديگر
از برای تو ذخيره كردهام تا در اين ساعت بنوشی.
سواران ديگر نيز علی(علیه
السلام)
را به شمشيرهای خويش مجروح كردند تا يک باره
توانائی از او برفت. دست در گردن اسب در آورد و
عنان رها كرد. اسب او را در لشكر اعداء از اين سوی
بدان سوی میبرد تا اينكه بدن شریفش با شمشيرهاى
دشمن قطعه قطعه شد. وقتى امام بر بالين او رسيد كه
جان باخته بود.حضرت صورت بر چهره خونين على اكبر
نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد.امام حسین
(علیه السلام)
فرمود: " خدا بكشد جماعتی را كه ترا كشند.ای فرزند
عَلَی الدُنيا بَعَدَكَ العفَا، بعد از تو خاک بر
سر دنيا و زندگانی دنيا."
اين وقت حضرت زينب
(سلام الله عليها)
از سراپرده بيرون آمد و با حال اضطراب و سرعت به
سوی نعش جناب علی اكبر میشتافت و ندبه بر فرزند
برادر میكرد، تا خود را به آن جوان رسانيد و خويش
را بر روی او افكند، حضرت سر خواهر را از روی جسد
فرزند خويش بلند كرد و به خيمهاش بازگردانيد و رو
كرد به جوانان هاشمی و فرمود كه برداريد برادر خود
را و پیکرش را به خیمه گاه حمل کنید.
حضرت على اكبر
(علیه السلام)
، نزديكترين شهيدى است كه با امام حسين
(علیه السلام)
دفن شده است.مدفن او پايين پاى ابا عبد الله
الحسين
(علیه السلام)
قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام،شش گوشه دارد.
من غنچه تكبیر لبهای حسینم
من یوسف كنعان زیبای حسینم
چون خال سبز هاشمی دارم به صورت من
نكهت شب بوی گلهای حسینم
دارم به چهره نور سبز
فاطمیه من خط و خال روی
سیمای حسینم
ای اهل عالم من نوای
نینوایم چون كه اذان گوی
مصلای حسینم
در خلق و خلق و منطق و خیبر گشائی
گلواژه دست تولّای حسینم
جدم علی حلال كل مشكلات است من هم
علی اكبر مشكل گشایم
|