|
در سال دهم هجری پیامبر اکرم
(صلی الله علیه و آله)
برای اولین بار بطور رسمی حج عمومی را اعلان
فرمودند تا همۀ مردم بتوانند به حج بروند . نام
این سفر را "حجه الوداع" نامیدند و این سفر پر
خاطرۀ حضرت پیامبر بود
.
هدف از این سفر بیان دو حکم از قوانین اسلام بود
که هنوز بطور کامل برای مردم واضح نشده بود
.
یکی مسئله حج و دیگری مسئله خلافت و ولایت و
جانشینی بعد از پیامبر
(صلی الله علیه و آله)
بود . پس از اعلان حج عمومی عده بسیاری از اطراف
مدینه به شهر آمدند تا همراه حضرت و مهاجرین و
انصار به مکه بروند .مردم اطراف یمن و مکه و عیره
هم به سوی مکه سرازیر شدند تا خود جزئیات احکام حج
را شخصا از پیامبر خود بیاموزند و در اولین سفر
رسمی حج شرکت کنند . تقریبا حدود یکصد و بیست هزار
نفر جمعیت در مراسم حج شرکت کردند
.
البته همراه این جمعیت اهل بیت پیامبر
(صلی الله علیه و آله)
حضرت فاطمه
(علیها السلام)
, امام حسن و امام حسین
(علیهما السلام)
و سایر فرزندان و همسران آن حضرت هم بودند . مسیر
ده روز تا مکه را شروع کردند . در طی این مسیر
حضرت علی
(علیه السلام)
همراه با لشکر خود و حجاج یمنی از یمن به قافلۀ
حضرت پیامبر ملحق شده و وارد مکه شدند
.
سایر
اعمال حج را اعم از واجبات و مستحبات بجا آوردند
.پس از پایان مراسم حج دستر الهی بر پیامبر
(صلی الله علیه و آله)
نازل شد . در آیۀ
67
سورۀ مائده خداوند چنین
فرمودند: " ای پیامبر آنچه از خدا بر تو نازل شد
را به خلق برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و اداء
وظیفه نکردی و خدا تو را از شر و آزار مردمان
محفوظ خواهد داشت , بیم مکن و دل قوی دار که خدا
گروه کافران را به هیچ راه موفق و راهنمایی نخواهد
کرد." (منظور از این آیه غدیر و خلافت علی
(علیه السلام)
است
. )
عمر شریف و نبوت حضرت رو به پایانی بود و باید
جانشینی تعیین می شد . یادگارهای انبیاء
(علیهم السلام)
اعم از صحف آدم ,نوح و ابراهیم ,تورات و انجیل
,عصای موسی و انگشتر سلیمان و سایر میراثهای
ارجمندی که فقط در دست حجج الهی می باشد و دست به
دست گشته تا آن روز به دست پیامبر رسیده و حافظ آن
بود ,اینک باید به وصی او انتقال می یافت .پیامبر
حضرت علی
(علیه السلام) را فرا
خواند و مجلسی تشکیل داد و ودایع الهی را به آن
حضرت تحویل داد .بدینسان میراث ششهزار سالۀ
پیامبران خدا به دست امام علی
(علیه السلام) سپرده
شد
.
پیش از حرکت به سوی منطقۀ غدیر پیامبر
(صلی الله علیه و آله)
دستور دادند تا بزرگان اصحاب جمع شوند . پیامبر به
اصحاب فرمودند که: جبرئیل از طرف خدای متعال لقب
تخصصی «امیر المؤمنین» را برعلی (علیه السلام)
نهادند ,پس بیایید بر علی به عنوان امیر المؤمنین
سلام کنید , بدین گونه « السلام علیک یا امیر
المؤمنین » .در اینجا ابو بکر و عمر که از اصحاب
حضرت بودند اعتراض کرده و به پیامبر
(صلی الله علیه و آله)
گفتند: آیا این حقی است که از طرف خدا و رسولش
رسیده؟ حضرت با عصبانیت فرمودند: بله این دستور را
خداوند به من داده است
.
بلافاصله پس از اتمام حج حضرت به منادی خود بلال
دستور دادند تا به مردم اعلان کند که همه باید در
روز و وقت معینی در منطقۀ انتخاب شده به امر خاص
الهی که "غدیر" نام دارد ,جمع شوند .طبق دستور
پیامبر همۀ حاجیان از مکه به سمت غدیر حرکت کردند
و کسی از حجاج در مکه باقی نماند
.
ظهر روز هجدهم ذی الحجه
پیامبر
(صلی الله علیه و آله)
به همراه حاجیان به منطقۀ «غدیر خم» رسیدند . حضرت
فرمودند:ای مردم ,دعوت کنندۀ خدا را اجابت کنید که
من پیام آور خدایم .پس از این دستور مهم همه مردم
جمع شدند تا خود را برای توقف سه روزه در آن شرایط
سخت و هوای گرم و سوزان آماده کنند .از سوی دیگر
پیامبر(صلی
الله علیه و آله)
چهار نفر از اصحاب خود را به نامهای مقداد ,سلمان,
ابوذر و عمار را صدا کردند و به آنها فرمودند که
منبری آماده کنند .اصحاب منبری بلند ساختند و آن
را در جایی در وسط جمعیت قرار دادند .هنگام ظهر
وقت نماز ,منادی حضرت ندای نماز جماعت را سر داد
.مردم دسته دسته جمع شدند و در صف نماز پشت سر
حضرت به اقامت نماز ایستادند
.
پس از اتمام نماز پیامبر
(صلی الله علیه و آله)
در حالی که دست علی
(علیه السلام)
را گرفته بودند از منبر بالا رفتند و حضرت علی
(علیه السلام)
در طرف راست پیامبر در پلۀ بعدی منبر ایستادند
.پیامبر همچنان که دست شریفشان روی شانۀ علی
(علیه السلام)
بود سخنرانی تاریخی و آخرین خطبۀ خود را برای آن
جمعیت صد و بیست هزار نفری (یا بیشتر) ارائه و
بیان کردند .مردم همه منتظر بودند تا ببینند که
پیامبر
(صلی الله علیه و آله)
در این مکان و در چنین هوای گرم و سوزانی چه
سخنانی خواهند داشت ,حتما مهم و شنیدنی است؟

حضرت سخنان خود را با حمد و ثنای الهی شروع کردند
و بعد به بندگی خود در برابر خداوند شهادت دادند و
در ادامۀ صحبت خود خطاب به مردم گفتند:من باید
فرمان مهمی دربارۀ علی بن ابیطالب را به شما ابلاغ
کنم و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهی را
نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم ,همچنین تأکید
کردند که خداوند متعال به من اینگونه وحی کرده است.
در اینجا به همان آیۀ
67
سورۀ مائده اشاره فرمودند و همچنین فرمودند:جبرئیل
سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند مرا مأمور
کرد که مردم را در این محل جمع کنم و بر همه چه
سفیدپوست و چه سیاه پوست اعلان کنم که علی بن
ابیطالب برادر من ,وصی من و جانشین من بر امتم و
امام بعد از من است .نسب او به من همانند نسب
هارون به موسی است ,جز اینکه پیامبری بعد از من
نیست و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش می
باشد .خداوند در این مورد آیه ای از کتابش بر من
نازل کرده است .در آیۀ
55
سورۀ مائده می فرمایند: "صاحب اختیار شما خدا و
رسولش هستند و کسانی که ایمان آورده و نماز را بپا
می دارند و در حال رکوع زکات داده و در هر حال
خداوند را قصد می کنند".(در اینجا مراد از آیه به
اتفاق مفسرین عامه و خاصه علی بن ابیطالب می
باشد.) پس خداوند از من راضی نمی شود مگر آنچه در
حق علی می دانم و بر من نازل شده را بگویم
.
سپس پیامبر امامت دوازده امام بعد از خود را تا
آخرین روز دنیا اعلام کردند و فرمودند:ای مردم این
آخرین باری است که در چنین مکانی برای شما صحبت می
کنم.پس خوب بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر
پروردگار سر تسلیم فرودآورید. همچنین فرمودند: ای
مردم هر کس در این گفتار من شک کند اینچنین است که
در همۀ آنچه بر من نازل شده شک کرده ,و هر کس در
یکی از امامان شک کند اینچنین است که در همۀ آنان
شک کرده است ,وشک کننده دربارۀ ما جایگاهش در آتش
است. ای مردم بدانید بخدا قسم هیچ کس باطن قران را
برای شما بیان نمی کند و تفسیرش را برایتان روشن
نمی کند مگر این شخص که من دست او را می گیرم و
بسوی خود بالا می برم و بازوی او را می گیرم و با
دو دستم بلند می کنم ,وبه شما می فهمانم که هر کس
من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار اوست و
او علی بن ابیطالب برادر و جانشین من است و ولایت
او از جانب خدا بر من نازل شده است
.
سپس فرمودند: ای مردم ,علی و پاکان از فرزندانم از
نسل او ثقل اصغرند و قران ثقل اکبر است .هر یک از
این دو از دیگری خبر می دهد و با آن موافق است
,آنها از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر
بر من وارد شوند . پس بدانید که سمت و لقب «امیر
المؤمنین» بعد از من برای احدی جز علی حلال نیست
.ای مردم ,جبرئیل از جانب خداوند این خبر را برای
من آورده است و خداوند می فرمایند: "هر کس با علی
دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر
او باد."
همچنین پیامبر اکرم فرمودند: ای مردم ,نور از جانب
خداوند عز و جل در من نهاده شده و سپس در علی بن
ابیطالب و بعد در نسل علی تا مهدی قائم که حق
خداوند و هر حقی که برای ما باشد می گیرد
.
پیامبر در ادامۀ خطبۀ خود فرمودند: ای مردم ,بعد
از من امامانی خواهند آمد که بر باطلند و شما را
به آتش دعوت می کنند(در اینجا به اصحاب سقیفه
اشاره شده). خداوند و من از آنان بیزار هستیم
,آنان و یاران و پیروانشان در پایین ترین طبقۀ آتش
دوزخند
.
آنگاه پیامبر(صلی
الله علیه و آله)
سورۀ حمد را قرائت کردند و فرمودند: بخدا قسم
همانا این سوره دربارۀ من و ایشان (در اینجا اشاره
به ائمه اطهار است) نازل شده است ,وهمچنین بیان
کردند که اصحاب صراط مستقیم در سورۀ حمد شیعیان
اهل بیت
(علیهم السلام)
هستند ,و باز هم در ادامۀ خطبۀ شریف خود به امام
زمان
(عجل الله فرجه الشریف)
اشاره فرمودند و مفصلا اوصاف و شؤون خاص حضرتش را
مطرح کردند و آینده ای پر از عدل و داد به دست
امام زمان
(عجل الله فرجه الشریف)
را به جهانیان مژده دادند و فرمودند: بدانید که
آخرین امامان ,مهدی قائم از ماست .اوست که غالب بر
تمام ادیان است ,انتقام گیرنده از ظالمین ,و اوست
غالب بر هر قبیله ای از اهل شرک و هدایت کنندۀ
آنان ,اوست گیرندۀ انتقام خون اولیاء خدا و یاری
دهندۀ دین خدا و وارث هر علمی ,و اوست که بعنوان
حجت خدا باقی می ماند و بعد از او حجتی نخواهد بود
.
بعد از این سخنان ,حضرت
پیامبر(صلی
الله علیه و آله)
مسئلۀ بیعت را مطرح کردند و فرمودند: ای مردم
,بدانید که من بعد از پایان خطبه ام شما را به دست
دادن با من بعنوان بیعت با علی
بن ابیطالب وبعد از آن
به دست دادن با خود علی بن ابیطالب فرا می خوانم و
بدانید من با خدا بیعت کرده ام و علی با من بیعت
کرده است و من از جانب خداوند برای او از شما بیعت
می گیرم
.
وبعد حضرت با زبان هم از مردم بیعت گرفتند و
عبارتهای مفصلی را بر زبان مبارک خود جاری کردند و
از مردم خواستند که عین عبارات را تکرار کنند .سپس
همگی مردم چنین گفتند: "شنیدیم و اطاعت می کنیم و
راضی هستیم و سر تسلیم فرود می آوریم."
حضرت پیامبر در آخر خطبه فرمودند: آنچه که من
مأمور به ابلاغش بودم ,رساندم تا حجت باشد بر حاضر
و غائب و بر همه کسانی که به دنیا آمده اند یا
نیامده اند ,پس حاضران به غائبان و پدران به
فرزندان تا روز قیامت برسانند .همچنین از مردم
خواستند خدا را بر چنین نعمتی که به آنان عطا
فرموده ,سپاسگذار باشند ,زیرا که خود ذات الهی
مستقیما برای انتخاب خلیفه و جانشین تصمیم گیری
نمود
.
در نهایت خطبه پیامبر(صلی
الله علیه و آله)
برای اقرار کنندگان به سخنانش دعا و بر منکرین امر
خدا نفرین فرمودند و با حمد خداوند خطبۀ عظیم
«غدیر» را به پایان رساندند. |