|
در کتاب بحارالأنوار جلد
۸۵،
صفحه
۲۴۰
از مصباح کفعمی نقل شده است که دعای صنمی قریش
دعائی عظیم الشأن و بلند منزلت است و از بهترین
اذکار است.شیخ بزرگوار تقیّ الدین ابراهیم عامِلی
کفعمی در حاشیه کتاب شریف «المصباح» می فرماید:این
دعائی است عظیم الشّأن و رفیع المنزلة که ابن
عبّاس آن را از مولای ما امیرالمؤمنین
علیه السلام
روایت نموده است، و این دعاء از غوامض اسرار و
کرائم اوراد امیرالمؤمنین
علیه السلام است که آن حضرت در روز و شب و وقت سحر
بدان مواظبت می فرمودند، و آن را در قنوت نماز می
خواندند و می فرمودند: کسی که این دعا را بخواند
همانند کسی است که در خدمت رسول خدا صلی الله علیه
و آله وسلم
در جنگ بدر، اُحد، و حُنَین یک میلیون تیر به سوی
دشمن افکنده باشد.
متن کامل دعای شریف با ترجمه آن این است:
أللَّهُـمَّ
صَـلِّ عَـلی مُـحَمَّـدٍ وَ آلِ مُحَـمَّـدٍ
أللَّهُمَّ العَـن صَنَمي
قُرَیشٍ وَجِبتَیهَا وَ طاغُـوتَیها وَ إفکَـیها
وابنَـتَیهِمَا اللَّذَینِ
خالَفا أمرَکَ وَ أنکَرا وَحـیَکَ وَ جَـحَدا
إنعـامَکَ وَ عَـصَیا رَسِولَکَ وَ قَـلَّبا
دینَکَ وَ حَرَّفا کِتابَکَ وَ عَـطَّلا أحکامَکَ
پروردگارا: درود بفرست بر محمّد و آل محمّد صلی
الله علیه وآله وسلم و لعـنت کن دو بـت
قریش(ابوبکر و عمر) و دو مشرک آنرا، و دو سرکرده
ضلالت را، و آن دو دروغ پرداز را، دختر آنان
(عایشه و حفصه) را، آن دو نفری که فرمانت را زیر
پا نـهادند، و وحی تو را نپـذیـرفتند، و نعـمت
رسولت راانکار کردند، و نافرمانی پیامبرت را
کردند، و دینت را واژگون نمودند، و قـرآنـت را
تحـریف کردند، و احکام تو را بی ثمر گذاردند.
وَ أبطَلا فَـرائِضَکَ وَ اَلحَدا في آیاتِکَ
وَعـادَیا اَولِیائِکَ وَ والَیا أعدائَکَ
وَخَرَّبا بِلادَکَ
وَأفـسَداعِبادَکَ.أللَّهُمَّ العَـنهُما
وَأتباعَـهُما وَاَولِیآءَهُما وَاَشیاعَهُما
ومُحِبّیهِما فَـقَـد أخرَبا
و تـباه کردند احـکام واجـب تو را، و از درستیزگی
با آیاتت برآمدند، و دشمنی کردند با دوستانت و
دوستی کردنـد با دشمـنانـت، و شهـرهـای تو
را ویـران ساخـتند، و بـندگانت را به فساد
کشاندند، خدایا لعنت کن آن دو و پیروانشان و
یارانشان و گرویدگان به آندو و دوستانشان را، زیرا
آندو ویران ساختند.
بَیتَ الـنـُّبـُوَّةِ وَرَدَما بابَهُ وَنَقَـضا
سَقـفَهُ وَ ألحَـقا سَـمـآئَهُ
بِأرضِهِ وَعالِیهُ بِسافِـلِهِ وَ ظاهِرَهُ
بِباطِـنِهِ وَأستَاصَلا أهلَهُ
خانه وحی را، و در آن را کاملاً بستند، و شکست سقف
آن را، و آنرا زیر و رو کردند، و بالا و پایین آن
را یکی کردند، و ظاهـر و باطنش را ویران کردند، و
اهـل آن را از بیخ برانداختند.
وَ أبادا أنصارَهُ وَ قَتَلا أطفالَهُ وَ أخلَیا
مِنبَرَهُ مِن وَصِیِّهِ وَ وارِثَ عِلمِهِ
وَجَحَدا إمامَتَهُ وَأشرَکا بِرَبِّهِما
فَعَـظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُـما في سَقَرٍ وَ
ما أدراکَ ما سَقَـرٍ لاتُبقي وَ لاتَذَر.
و یاوران آن را هلاک کردند، و کودکانـشان را
کشتند، و منبر نبوت را از وصیّ نبی ووارث
پـیـامبر، تـهی کردند، و انـکـار کردند امـامت
وصیّ پیامبر را، و مـشرک به خدا شدند، پس خدایا
گناه آن دو را بزرگ شمار و برای همیشه در جهنم سقر
جایشان بده، جهنمی که بندگان نمیتوانند شدت
عذابش را درک کنند، جهنمی که نه چیزی را باقی
میگذارد و نه رها میسازد.
أللَّهُمَّ العَـنهُم بِعَـدَدِ کُلِّ مُنکَرٍ
أتَوهُ وَ حَقٍّ أخفَـوهُ وَ مِـنـبَرٍ عَلَوهُ وَ
مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ
وَلِّيٍ آذَوهُ وَطَـریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ
طَـرَدُوهُ وَ کافِـرٍ نَصَـرُوهُ وَ إمامٍ
قَهَـرُوهُ وَ
خدایا آن دو و پیروانشان را به عـدد هـر کار
نـاروایی که انجام دادند لـعنـت کن، و به عدد هر
حقی که مخفی داشتند، و هر منبری که
به ظلـم بر آن بالا رفتند، و هر مـؤمنی که تبعیدش
کردند، و هر مـنـافقی که به کارگماردند، و هر دوست
خدا که آزردند، و هر تبعید شده ای که
پناهش دادند، و هر راستـگویی که راندند، و هر
کـافری که یـاری کردنـد، و هـر امام
بر حقی که مقهورش کردند.
فَرضٍ غَـیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ
آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقـُوهُ وَ خَبرٍ بَدَّلُوهُ
وَ کُفـرٍ نَصَبوه وَ إرثٍ غَصَبُوه وفَيءٍ
اقتَطَعُوهُ
هر واجبی که آن را تـغیـیر دادند، و هـر دلیلی که
انکـارش کردنـد، و هـر امر زشتی که اختیار کردند،
و خون هایی که به ناحق ریختند وهر کار نیکی که آن
را عوض کردند، و هر کـفـری که به پا داشتند، و هر
ارثـی که به
زور گرفتند، و هر غنیمتی که به ناحقّ ملک خود
ساختند.
وَ سُحتٍ أکَلُوهُ وَ خُمسٍ أستَحَلُّوهُ وَ
باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُـوهُ وَ نِـفاقٍ
أسَرُّوهُ وَغَـدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظُـلمٍ
نَشَـرُوهُ
و هر مال حـرامـی که خوردند، و هـر خمسی که برای
غـیر اهـلش حـلال شمردند، و هر خلاف واقعی که اساس
آن را نهادند، و هر ستمی که
گسترش دادند، و هر نـفـاقی که پنهان داشتند، و هر
نیرنگی که انجـامش را به دل
گرفتند، و هر ستمی که آن را پراکندند.
وَ وَعدٍ أخلَفُـوهُ وَ أمانٍ خانُـوه وَ عَهـدٍ
نـَقَـضُـوهُ وَ حَـلالٍ حَرَّمُوهُ وَحَرامٍ
أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَّقُوهُ جَنینٍ أسقَطُوهُ
وَضِلعٍ دَقُّوهُ
و وعده هایی که بدان وفا نکردند، و امان دادنی که
خیانت کردند، و پیمان هایی که
شکستند، و حلال هایی که
تحریم نمودند، و حرام هایی که حـلال کردند، و
پهـلوهایی که شکافتند، و جـنـینی
که سبب سقط آن شدند و استخوانی که شکستند.
وَ صَکٍّ مَزَّقُـوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ
وَعَـزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ
مَنَعُـوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ
قَلَّبُوهُ وَ إمامٍ خالَفُوهُ.
و هر سندی که آن را دریدند، و هر اجتماعی که
پـراکندند، و هر عـزیـزی
که خوارش کردند، و هر خواری که
عـزت بخـشیـدند، و هر حـقی کـه از صـاحبانش باز
داشتند، و هر دروغـی که آن را راست جلوه دادند، و
هر حکمی که آن را وارونه کردند، و هر امامی که
مخالـفـتش کردند،
أللّهُمَّ العَـنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُـوها وَ
فَریضَةٍ تَرَکُوها سُنَّةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ
مَنَعُـوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ
نَکَـثـُوها وَ دَعـوَی أبطَــلُوها وَ
بَـیـِّنَةٍ أنکَـرُوها وَ حـیـلَةٍ أحـدَثـُوها
خدایا لـعـنـت کن آنان را به عـدد هـر آیه ای که
آن را تغییر دادند،
و هر واجبی که آن را ترک کردند
و هـر روش پـسندیده ای که تغیـیرش دادند، و نشـانه
های روشنی که جلـوگیـرش شدند، و احکامی که بی
نتیجه گردانیدند، و هر بیعتی که
آن را شکستند،و هر ادعای حقی که آن را نپذیرفتند،
و هر شـاهد عادلی که انکارآن کردند، و هر نیرنگی
که آن را اخـتـراع کردند.
وَ خِـیانَةٍ أورَدُوها وَ عَـقـَبَةٍ
إرتَـقُـوهـا وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَأزیافٍ
لَزِمُوها وَ شَهـاداتٍ کَتَمُـوها وَ وَصِـیَّةٍ ضَیَّعُوها.
و هر خیـانـتی که وارد دیـن کردند، و هر گردنه ای
که بالای آن
رفتند(برای کشتن پیامبر"ص") و مشک های خشکی که
آن را غلطاندند، و هر تـقلبی که مـقیّد به او
بودند، و هـر امـری که شاهد آن بودند،
و هر وصیتی که آن را تضییع نمودند.
أللّهُمَّ العَنهُما في مَکنُونِ السِّرِ وَ
ظاهِرِ العَلانِیَةِ لَعـناً کَثـیـراً أبَـداً
دائـماً دآئِـباً سَرمَـداً لا إنقِـطاعَ
لِأمَـدِهِ وَ لا نَـفـادَ لـِعَـدَدِهِ لَعــناً
یَغـدُو أوَّلُهُ وَ لایـَرُوحُ آخِـرُهُ لَهُم وَ
خـدایـا لـعنـت کن آن دو (عـمر و ابوبکر"لعنة الله
علیهما") را درپنهان نهان و آشکار ظاهر
لعنتی زیاد، پیوسته، مدام، بی ابتدا و بی انتها،
لعنتی که زمانـش پایانی ندارد وعددش را انتـهـایی
نیست، لـعـنـتی که آغـازش را صـبحی باشد ولی
انجامـش راشبی نباشد، لعنت تو باد بر آنان و
لِأعـوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهُم وَ
مُوالیهِم وَ المُسَّلَمینَ لَهُـم وَ
المـآئِلـینَ إلَـیهِـم وَ النَّـاهِـضـیـنَ
بِـاحـتِجـاجِهِـم وَ
الـمُــقـتـَدیـنَ بِکَـلامـِهـِـم وَ
الـمُــصــَدِّقـیـنَ بِـأحکـامِـهِـم.
یارانـشان و مـدد کـارانشـان و دوسـتـانـشان و
مـرتـبطین با آنان و کسانی که خود
را در اختیار آنان گذاشته اند
و به آنان مـایـلنـد، و کـسـانی که ادعــاهـای بی
اسـاس آنــان را عَــلَــم کـردنـد، و
پـیـروی کـردنـد از سخـنـان آنان، و قــضـاوت
هــای بـاطـل آنـان را تـصـدیق نـمـودند.
ثُمَّ قُل أربَعَ مَرّاتٍ:
سپس چـهـار مـرتـبـه بگو:
ألـلـّهُـمَّ عَــذِّبـهُـم عَــذابـاً
یَـسـتَـغـیـثُ مـِنـهُ أهـلُ الـنّـارِ. آمینَ
رَبَّ العالَمینَ.
خدایا عذاب فرما آنانرا،عذابی که استغاثه وفریاد
اهل آتش ازآن عذاب بلندست. آمین رب العالمین.
*******************************
بدان
که به تجربه ثابت شده است که نذر کردن سه،
پنج،هفت، ده، دوازده، چهارده، چهل، هفتاد و یا صد
ده مرتبه این دعای شریف برای قضاء حوائج بسیار
مهم،تأثیر بسزائی دارد،پس باید آن راغنیمت دانست.
«تفسیر مضامین دعای عظیم الشّأن صَنَمَی قریش»
صَنَمي قُرَیشٍ:دو
بـت قریش، یعنی ابوبکر(لعنة الله علیه) و عمر(لعنة
الله علیه).
اللَّذَینِ خالَفا أمرَکَ:
اشاره به قول خدای تبارک و تعالی: « یَا أیُّهَا
الَّذینَ آمَنُوا أطیعُوا الله وَ
أطیعُواالرَّسُول... »
أنکَرا وَحـیَکَ:
و انکارهما الوحی، اشاره به قول خدای تعالی:
« بَلِّغ مَا اُنزِلَ إلَیکَ مِن رَبِّکَ وَ إن
لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ » سورۀ
مائده، آیه
۶۷.
جَـحَدا إنعـامَکَ:
و جحدهما الأنعام، اشاره به قول خدای تعالی:
« کُلَّما جآءَهُم رَسُولٌ بِما لا تَهوی
أنفُسُهُم فَریقاً کَذَّبُوا وَ فَریقاً
یَقتُلُونَ » سورۀ مائده، آیه
۷۰.
عَـصَیا رَسِولَکَ:
اشاره به قول پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) که
فرموده اند: « یَا عَلي مَن أطاعَکَ فَقَد أطاعَني
وَ مَن عَصاکَ فَقَد عَصاني » یا علی(علیه
السلام) هرکس تو را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده است
و هر کس تو را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده
است.
قَـلَّبا دینَکَ:اشاره
به تغییراتی که در دین خدا دادند. مثل حرام کردن
متعه، توسط عمر(لعنة الله علیه) و بسیاری
از چیزهای دیگر...
إمامٍ قَهَـرُوهُ:
اشاره به قول خدای تعالی: « لاَ تَجِدُ قَوماً
یُؤمِنُونَ بِاللهِ و الیَومِ الآخِرِ یُوآدّوُنَ
مَن حَآدَّ اللهَ و ... » سورۀ المجادلة، آیه
۲۲.
مُؤمِنٍ أرجَوهُ:
اشاره به اصحاب امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه
السلام)، مانند سلمان، مقداد، عمار و ابوذر.
مُنافِقٍ وَلَّوهُ:
و تولیتهم المنافق، اشاره دارد به معاویه و عمرو
بن العاص، و مغیرة بن شعبة، الولید بن عتبة،
عبدالله بن ابی سرج، و النعمان بن بشیر(لعنة الله
علیهم اجمعین).
وَلِّيٍ آذَوهُ:
و ایذائهم الولی، یعنی اذیت کردن امامشان
امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام
طَـریدٍ آوَوهُ:
و ایوائهم الطرید، الحکم بن ابی العاص است که
پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم طردش کرد، پس
عثمان لعنة الله علیه، او را پناه داد.
صادِقٍ طَـرَدُوهُ:
اشاره به ابوذرصلوات الله علیه است، که او را
عثمان لعنة الله علیه طرد کرد و پیامبر صلی الله
علیه وآله وسلم در حقش فرموده است: « ما اظلت
الأخضراء، ولا أقلت الغبراء »
حَقٍّ أخفَـوهُ:
والحق المخفی، اشاره به فضائل امیرالمؤمنین حضرت
علی(علیه السلام) و آنکه پیامبر(صلی الله علیه
وآله وسلم)، آنحضرت را در روز غدیر به جانشینی خود
منصوب کرد. و قول پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)
در روز خیبر: « لأعطین الرایة غداً ... »، و نزول
آیه « هَل أتی ... » و غیره ذلک.
کُلِّ مُنکَرٍ أتَوهُ:
آن منکراتی را که انجام دادند، بسیار زیاد است و
غیر قابل شمارش است.و همچنین علامه ذکر کرده است
در کتاب:« کشف الحق و نهج الصدق ». برای اطلاع
بیشتر از منکراتشان رجوع شود به کتابهای، کتاب
الإستغاثه فی: « بدع ثلاثة »، و کتاب مسالب
الغواصب فی مثالب النواصب، و کتاب الفاضح، و کتاب
الصراط المستقیم و بسیاری از کتب دیگر.
فَـقَـد أخرَبا بَیتَ الـنـُّبـُوَّةِ:
اشاره به کارها و اذیت های عمر(لعنة الله علیه) و
ابوبکر(لعنة الله علیه) با حضرت امیرالمؤمنین
علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه زهراء(علیها
السلام)، و آتش زدن در خانه حضرت علی(علیه السلام)
و فشردن و لگد زدن به در خانه حضرت فاطمه
زهراء(علیها السلام)، بطوری که حضرت محسن(علیه
السلام)، شش ماهه، سقط شد.و حضرت فاطمه
زهراء(علیها السلام) امر فرمودند که: مرا شبانه
دفن کن و راضی نیستم عمر(لعنة الله علیه) و
ابوبکر(لعنة الله علیه) در تشییع جنازه من شرکت
کنند و غیرذلک.
حَرَّفا کِتابَکَ:
و قرآن را تحریف کردند برخلاف شارع مقدس، برای ترک
اوامر قرآن و نواهیش، و همچنین آن دو دوست داشتند
دشمنان را، که اشاره به دوستی با شجره ملعونه بنی
امیه دارد.
عـادَیا اَولِیائِکَ:
اشاره به قول خدای تبارک و تعالی: « إنَّما
وَلِیُّکُم ُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ
آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوة و یُؤتُون
الزَّکوة وَ هُم راکِعُون » سورۀ مائده، آیه
۵۵.
خَرَّبا بِلادَکَ: و
فساد کردند بر بندگان، و نابود کردند قوائد دین
را، و تغییر دادند احکام شریعت و احکام قرآن را و
...
أثَرٍ أنکَرُوهُ:
اشاره پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، به
امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) از
بین افاضل و نزدیکانش و قرار دادن آنحضرت به
برادری و جانشینی، و پیامبر(صلی الله علیه وآله
وسلم) به آنحضرت فرمود: « أنت منّی بمنزلة هارون
من موسی... » و غیر ذلک.ولی بعد از آن، منکر این
گفته پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) شدند.
شَرٍّ آثَرُوهُ: اختیار
کردند بر غیر آن حضرت و اختیار کردند شر متروک
مجهول را بر خیر مأخوذ معلوم. « علیّ خیر البشر،
من ابی فقد کفر ».
کُفـرٍ نَصَبُوهُ:
بدرستی که پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) منصوب
کرد امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) را به
جانشینی، برای هدایت مردم.ولی عمر(لعنة الله علیه)
و ابوبکر(لعنة الله علیه) کافر و فاجر را به
جانشینی گذاشتند.
إرثٍ غَصَبُوهُ: ارث
غصب شده توسط عمر(لعنة الله علیه) و ابوبکر(لعنة
الله علیه) همان فدک حضرت فاطمه زهراء(سلام الله
علیها) است.
ظُـلمٍ نَشَـرُوهُ:
اولین ظلم بزرگی که آنرا پراکندند، بعد از رحلت
پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) خلافت را از
امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) گرفتند.
وَعدٍ أخلَفُـوهُ: آنان
وعده داده بودند به پیامبر(صلی الله علیه وآله
وسلم) در قبول ولایت امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه
السلام) .ولی خلف وعده کردند.
أمانٍ خانُـوهُ: والأمانة
التی خانوها، ولایت امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه
السلام) .در گفتار خداوند تعالی:« انا عرضنا
الأمانة علی السموات والأرض »
عَهـدٍ نـَقَـضُـوهُ:
پیمان بسته بودند با پیامبر (صلی الله علیه وآله
وسلم) در روز غدیر بر محبت امیرالمؤمنین حضرت
علی(علیه السلام) و ولایتش.پس شکستند آن پیمان را.
حـلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ:
مثل حرام کردن متعه که حلال بود، و حلال کردن
فقاع(آبجو) که حرام بود توسط عمر(لعنة الله علیه)
و ابوبکر(لعنة الله علیه) و غیرذلک.
جَنینٍ أسقَطُوهُ:
جنین شش ماهه حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها)
یعنی حضرت محسن(علیه السلام) که بر اثر ضرب لگد
ثانی ملعون، یعنی عمربن الخطاب(لعنة الله علیه)
سقط گردید.
ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُـوهُ:
اشاره به اعمال عمر(لعنة الله علیه) و ابوبکر(لعنة
الله علیه) با حضرت فاطمه زهراء(سلام الله
علیها) .یعنی شکستن پهلوی بی بی و پاره کردن نامه
فدک.
شَملٍ بَدَّدُوهُ:
و آن جدایی و پراکندگی جمع اهل بیت(علیهم السلام)
و همچنین پراکندگی و جدایی بین تأویل و تنزیل، و
ثقلین و ...
فَریضَةٍ تَرَکُوها:
و آن واجبی را که عمر(لعنة الله علیه) و
ابوبکر(لعنة الله علیه) ترک کردند، موالات با اهل
بیت(علیهم السلام) بود.
طبق قول خدای متعال:« قُل لا أسئَلُکُم عَلَیهِ
اَجراً اِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربَی » سورۀ
الشوری، آیه
۲۳.
سُنَّةٍ غَیَّرُوها:
سنتها و روشهای پسندیده ای که عمر(لعنة الله علیه)
و ابوبکر(لعنة الله علیه) تغییر دادند، آنقدر زیاد
است که غیر قابل شمارش میباشد.
بَیعَةٍ نَکَـثـُوها:
آنان شکستند بیعتشان را، مانند همان کاری که طلحه
و زبیر کردند.
رُسُومٍ مَنَعُـوها: عمر(لعنة
الله علیه) و ابوبکر(لعنة الله علیه) منع کردند،
خمس و مانند آن را.
دَعـوَی أبطَــلُوها:
آن ادعای حقی را که نپذیرفتند، اشاره به دعوی
خلافت امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) و فدک
دارد.
بَـیـِّنَةٍ أنکَـرُوها:
و آن شاهدان عادل را که شهادتشان را قبول نکردند،
عبارتند از: گواهی دادن حضرت علی(علیه السلام) و
حسنین(علیهما السلام) و ام ایمن، برای حضرت فاطمه
زهراء(سلام الله علیها) در جریان فدک.
خِـیانَةٍ أورَدُوها:
اشاره به روز سقیفه، هنگامی که دلیل آوردند انصار،
بر ابوبکر لعنة الله علیه گفتند: تصدیق کردن آنرا
...... بدرستی که من شنیدم از پیغمبرصلی الله علیه
وآله وسلم که میفرمود:« انا اهل بیت اکرمنا الله
بالنبوة، ولم یرض لنا بالدنیا، و ان الله لم یجمع
لنا بین النبوة و الخلافة » و تصدیق کردند گفتار
او را، عمر و ابوعبیده و سالم مولای حذیفه.و
آنها ادعا کردند که شنیده اند این حدیث را از
پیغمبرصلی الله علیه وآله وسلم کذباً و زوراً
فشبهوا علی الانصار و الامة و پیغمبر صلی الله
علیه وآله وسلم فرمود: کذب علیَ متعمدا ..
عَـقـَبَةٍ إرتَـقُـوهـا:
اشاره به اصحاب عقبه، و آنان ابوبکر، عمر، عثمان،
طلحه، زبیر، ابوسفیان، معاویه، عتبة بن ابی سفیان،
ابو الاعور السلمی، مغیرة بن شعبه، سعد بن ابی
وقاص، ابوقتاده، عمرو بن العاص و ابو موسی اشعری
جمع شدند در غزوه و ادامه ماجرا ..... پس جبرئیل
نازل شد بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به این
آیه: « یَحلِفُونَ بِاللهِ ما قالوُا وَ لَقَد
قالوُا کَلِمَةَ الکُفرِ وَ کَفَروُا بَعدِ
إسلامِهِم وَ هَمُّوا بِما لَم یَنالُوا » سورۀ
توبه، آیه
۷۴.و
خبر داد به او از مکر و حیله آن قوم.پس ظاهر کرد
خداوند تعالی برقی که احاطه کند دائم تا نظر افکند
پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بسوی قوم و
بشناسد آنها را.
دِبابٍ دَحرَجُوها:
و سبب این کارشان با پیامبر صلی الله علیه وآله
وسلم به دلیل کثرت نص امیر المؤمنین حضرت علی
علیه السلام به ولایت و امامت و خلافت و ....
أزیافٍ لَزِمُوها:
« وَ الَّذینَ کَفَرُوا اَعمالُهُم کَسَرابٍ
بِقیعَةٍ » سورۀ نور، آیه
۳۹.
شَهـاداتٍ کَتَمُـوها:
آن چیزهایی که عمر و ابوبکرلعنة الله علیهما کتمان
کردند از فضائل و مناقب امیرالمؤمنین حضرت علی
علیه السلام که آنها را پیامبر اکرم صلی الله علیه
وآله وسلم ذکر کرده بود و آنها بسیار زیاد است و
غیر قابل شمارش.
وَصِـیَّةٍ ضَیَّعُوها:
وصیت هایی که آن را ضایع کردند، عبارتند
از: فرمودۀ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
وسلم:« اوصیکم باهل بیتی » و « آمرکم بالتمسک
بالثقلین » وصیت میکنم شما را به اهل بیتم و
امرتان میکنم بر چنگ زدن به ثقلین و این دو امر
مهم.بدرستی که آندو جدا نمیشوند از هم تا آنکه در
کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. |