بسم الله الرحمن الرحيم  اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن  صلواتك عليه وعلی آبائه   في هذه الساعة و في كل ساعة   وليا و حافظا   و قائدا و ناصرا   و دليلا و عينا   حتي تسكنه ارضك طوعا   و تمتعه فيها طويلا
 

 

 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

عقیله بنی هاشم به کربلا میرسد...!

 

اشک کودکان هنوز خشک نشده ، داغ نازدانه هنوز در سینه هاست،
بغض یزید همچنان بر دلهاست، که اگر شعله ور شود نه یک دنیا بلکه تمام کائنات را، آن هم نه یک بار بلکه شاید بعدد لعن هایی که بر او فرستاده می شود، به آتش می کشد.
عقیله بنی هاشم علیه السلام به کربلا می رسد....
وای از خاطره ها....
وای از تشنگی، وای از داغ جوانان، از مواسات سقاء،
وای از قتلگاه... وای از وداع، وای از وداع، وای از وداع. . .
وای از عصر غریبی، وای از آتش و بیابان،
وای از بی سر پناهی، وای از گریه کودکان، وای از ناله زنان، وای از تنهایی . . .
یا ام المصائب ! تو داغی را بر تار وپود وجودت به امانت گرفتی که عالم را تاب تحمل آن نیست.
" ما رایتُ الا جمیلاً" کلام گوهر بار تو بود ای دخت رسول خدا .
یا زینب کبری تو پیام بر رسالت امام حسین علیه السلام بودی وچه نیکو انجام وظیفه کردی.
ای عزیز فاطمه! حالا به کربلا رسیدی، با برادرت سخن بگو، درد دل کن، بگو، از غربت بگو . . .
از کوفه بگو . . .از شام بگو، از شام. . . بگو که چه گوهری در شام جا ماند. بگو از نادانی جاهلان، بگو از سرزنش بیخبران، بگو از بغض کینه توزان،
رسالت تو همچنان ادامه دارد... هنگامی که به مدینة الرسول رسیدی به جدت که رحمة للعالین است بگو که با میوه دلش چه کردند . . . با خاندانش چگونه مودت کردند. . .
ای سلاله خاندان رحمت، ای شفیعهء روز جزا بسویت دست توسل بلند کرده ایم که در این کاروان رسالت ما را نیز قا فله سالار باشی .