سراسر وجود امام علی علیه السلام، تاریخ و سیرت
امام علی،
خلق و خوی امام علی، رنگ و بوی امام علی، سخن و گفتگوی
امام علی
درس است و سرمشق است و تعلیم و رهبری است. همچنان
که جذبهای امام علی علیه السلام برای ما آموزنده و درس
است، دفعهای او نیز چنین است.
ما معمولا در زیارتهای مولا علی علیه السلام و
سایر اظهار ادبها، مدعی می شویم که ما دوستدار
دوست تو، و دشمن دشمن تو هستیم. تعبیر دیگر این
جمله این است که ما به سوی آن نقطه می رویم که در
جو جاذبی تو قرار دارد و تو جذب می کنی، و از آن
نقاط دوری می گزینیم که تو آنها را دفع می کنی.
جاذبه مولای متقیان علی علیه السلام مانند همه
انبیاء الهی سه بعدی بوده است، یعنی هم سطح وسیعی
از جمعیت را مجذوب خویش ساخته و هم به یک قرن و دو
قرن پیوسته نیست، بلکه در طول زمان ادامه یافته و
گسترش پیدا کرده است. حقیقتی است که بر گونه قرون
و اعصار می درخشد و تا عمق و ژرفای دلها و باطنها
پیش رفته است، آنچنانکه بعد از قرنها که به یادش
می افتند و سجایای اخلاقیش را می شنوند اشک شوق می
ریزند و به یاد مصائبش می گریند، تا جائیکه دشمن
را نیز تحت تأثیر قرار داده و اشکش را جاری ساخته
است. و این قدرتمندترین جاذبه هاست.
مولا علی علیه السلام اگر رنگ خدایی نمی داشت و
مردی الهی نمی بود، فراموش شده بود. بشر قهرمانهای
بسیار سراغ دارد، قهرمانهای سخن، علم و فلسفه،
قدرت و سلطه، قهرمانهای میدان جنگ، ولی همه را بشر
از یاد برده است و یا اصلا نشناخته است. اما حضرت
مولی الکونین علی اعلا علیه السلام نه تنها با
کشته شدنش نمرد، بلکه زنده تر شد. خود حضرتش
فرمود: "غدا ترون ایامی و یکشف لکم عن سرائری و
تعرفوننی بعد خلوّ مکانی و قیام غیری مقامی" (نهج
البلاغه خطبه 149)
یعنی فردا روزهای مرا می بینید و خصائص ناشناخته
من برایتان آشکار می گردد و پس از تهی شدن جای من
و ایستادن دیگری به جای من، مرا خواهید شناخت.
در حقیقت مولا علی علیه السلام همچون قوانین فطرت
است که جاودانه می مانند. او منبع فیاضی است که
تمام نمی گردد، بلکه روز به روز زیادتر می شود، و
به قول جبران خلیل جبران، "از شخصیتهایی است که در
عصر پیش از عصر خود به دنیا آمده اند". حضرت خاتم
الوصیین امام علی علیه السلام از جمله معدود کسانی است
که همیشه هادی و رهبرند. مکتب شیعه با نام مبارکش
نشأت گرفته و مزیّن است. از اینرو تشیع مذهب عشق،
محبت و شیفتگی است. تولای آن حضرت مکتب عشق و محبت
است. امام علی علیه السلام همان کسی است که در عین
اینکه بر بعضی از افراد حدّ الهی جاری می ساخت و
آنها را تازیانه می زد (احیانا طبق مقررات شرعی)،
باز هم از او رو برنمی تافتند و از محبتشان چیزی
کاسته نمی شد. او خود می فرمود: "اگر با این
شمشیرم بینی مومنی را بزنم که با من دشمن شود،
هرگز دشمنی نخواهد کرد و اگر همه دنیا را بر سر
منافق بریزم که مرا دوست بدارد، هرگز مرا دوست
نخواهد داشت" (نهج البلاغه حکمت 42)
مردی است از دوستان امیرالمومنین، با قضیلت و با
ایمان، متأسفانه از وی لغزشی انجام گرفت و بایست
حدّ بر وی جاری گردد. امیرالمومنین پنجه راستش را
برید. آن را به دست چپش گرفت، قطرات خون می چکید و
او می رفت. ابن الکواء خارجی آشوبگر، خواست از این
جریان به نفع حزب خود و علیه امام علی علیه السلام
استفاده کند، با قیافه ای ترحم آمیز جلو رفت و
پرسید: "دستت را چه کسی برید؟" جواب داد: "قطع
یمینی سید الوصیین و قائد الغر المحجّلین و اولی
الناس باالمومنین علی بن ابیطالب، امام الهدی،
السابق الی جنات النعیم، مصادم الابطال، المنتقم
من الجهال، الهادی الی الرشاد و الناطق بالسداد،
شجاع مکیّ، جحجاح وفیّ". (بحار الانوار ج 40)
پنجه ام را برید سید جانشینان پیامبران، سفید
رویان قیامت، ذیحق ترین مردم نسبت به مومنان، امام
هدایت، پیشتاز بهشتهای نعمت، مبارز شجاعان، انتقام
گیرنده از جهالت پیشگان، رهبر راه رشد و کمال،
گوینده گفتار راستین و صواب، شجاع مکی و بزرگوار
وفی.
ابن الکواء گفت: وای بر تو! دستت را می برد و
اینچنین ثنایش می گویی؟!
گفت: چرا ثنایش نگویم و حال اینکه دوستیش با گوشت
و خونم درآمیخته است! به خدا سوگند که نبرید دستم
را را جز به حقی که خداوند قرار داده است.
عشق به مولا امیرالمومنین علیه السلام، همان عشقی
است که شعراء آنرا اکسیر وجود خوانده اند که قوای
خفته را بیدار و نیروهای بسته و مهار شده را آزاد
می کند، الهام بخش و قهرمان ساز است. نفس را تکمیل
و استعدادات حیرت انگیز باطنی را ظاهر می سازد و
روح را از آلودگیها پاک می کند و صفات رذیله را از
وجود انسان می زداید (مشروط به اینکه خوب از
هدایتهای مولی علی علیه السلام استفاده کند و به
طور صحیح آنها را عمل کند). زیرا عشق به مولا
الموحدین، عشق به تمام فضایل و سجایای انسانی و
جمال حقیقت است. این همان مودّتی است که خداوند
متعال در قرآن کریم به ما دستور داده است که: "قل
لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی" (شوری
- 23). همانگونه که عاشق همیشه می خواهد خود را به
رنگ معشوق خود درآورد و جلوه ای از معشوق باشد.
محبت مانند سیم برقی است که از وجود محبوب به محبّ
وصل می گردد و صفات محبوب را به محبّ منتقل می
کند. بشر به این اکسیر روح بخش سخت نیازمند است.
من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه ذرّه
ای بودم و عشق تو مرا بالا برد
خدای تبارک و تعالی میفرماید: "قل ما سئلتکم من
اجر فهو لکم ان اجری الاّ علی الله" (سبأ – 47)
بگو ای پیامبر مزدی که درخواست کردم، (یعنی مودت
قربی) چیزی است که سودش عاید خود شماست، مرد من جز
بر خدا نیست.
عشق و حب امام علی و اهل البیت کمندی است برای تکامل و
اصلاح خودتان، زیرا عشق به این انوار الهی انسان
را به اطاعت و پیروی کامل از آنان سوق می دهد و
همچنین قلوب آنان را که مرکز تجلیات انوار حضرت حق
است را بسوی ما منعطف می کند و رحمت و رضوان الهی
را به دنبال خود دارد.
رمز محبت و عشق امام علی علیه السلام چیست؟ چرا قلبها
خود را با تو آشنا می بینند و اصلا او را مرده نمی
دانند؟
مسلما ملاک دوستی و محبت به حضرتش تنها به دلیل
داشتن تمام فضایل والای انسانی نیست، بلکه امام علی
علیه السلام از آن نظر محبوب است که پیوند الهی
دارد. قلبهای ما به طور ناخودآگاه در اعماق خویش
حب خدای متعال را در خود دارد و چون امام علی علیه
السلام را آیت بزرگ حق و مظهر تمام نمای صفات حق
می یابند، به او عشق می ورزند. در حقیقت پشتوانه
عشق مولا، پیوند جانها با حضرت حق است که برای
همیشه در فطرتها نهاده شده و چون فطرتها جاودانی
است، مهر حضرت علی اعلا علیه السلام نیز جاودان است.
ایمان و اخلاص آن حضرت یکی از درخشنده ترین جذبه
های الهی اوست. امیر المومنین در داشتن دوستان و
محبان سر از پا نشناخته که در راه ولاء و محبت او
سر دادند و بر سر دار رفتند یب نظیر است. از طرفی
دیگر وجود مبارکش دافعه ای قوی در راه خدا داشت و
ملاحظه احدی را نمی کرد. قهرا این حالت دشمن ساز
است و روحهای پر طمع و پر آز را می رنجاند و به
درد می آورد. همانطور که سه دسته ناکثین، قاسطین و
مارقین در زمان حکومتش بر او شوریدند.
ناکثین از نظر روحیه پول پرست بودند و روح قاسطین،
روح سیاست و تقلب و نفاق بود و مارقین روحشان، روح
عصبیتهای ناروا و خشکه مقدسیها و جهالتهای خطرناک
بود.
از خدای عزیز منان درخواست می کنیم که ما را جزو
شیفتگان و عاشقان این انسان کامل الهی و آسمانی
قرار دهد. و با سلمان، ابوذر، مقداد، عمار یاسر،
حجر بن عدی، میثم تمار و کمیل ها که تمام سلولهای
وجودشان مالامال و لبریز از عشق مولا امیر
المومنین بود قرار دهد و محشور گرداند. آمین یا رب
العالمین.