|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم |
|
غمنامه اربعین
|
اربعین یاد آ ور مصائب روز عاشورا، غارت و آتش زدن خیمه ها، سرهای مقدس بالای نیزه دیدن، زخم زبان شنیدن، تازیانه خوردن و رنج سفر کشیدن است.
آه، از آن لحظه ای که شما عزیزان پیامبر(صلی الله علیه وآله) به سرزمین کربلا رسیدید. بوی پدر را استشمام کردید، دگر مهلت ندادید شترها زانو زنند تا پیاده شوید، چون برگ خزان به روی زمین افتادید، صدای ناله و زاری بلند کردید و هر یک خود را بر مزار عزیزی انداختید و ناله و شیون کر دید.
بعد از چهل روز غم و اندوه، رنج و مصیبت، تمام دردها و داغ ها تازه شد. ای عزیز فاطمه، شاید به یاد آن لحظه ای افتادید که از بالای بلندی می دیدید که شمرملعون
(لعنت الله علیه) روی سینه برادر بزرگوارتان نشسته، به یاد ناله بی صدای طفل عطشان و به یاد آتش زدن خیمه ها... که اینگونه شیون و زاری سر میدادید. جانها به فدایت ای زینب کبری، آن لحظه ای که خود را روی قبر برادر انداختی، آنقدر شیون و ناله کردی تا از هوش رفتی، آسمانها و زمین با ناله ات گریست. وقتی به هوش آمدی گویا با چنین زبان حالی گزارش سفر را به برادر دادی:
برادرم، بعد از تو ما را اسیر و بر شترانی برهنه سوار کردند و به کوفه بردند. با خطبه ای آتشین کوفه را به لرزه در آورده وقلبها را منقلب و پشیمان کردم. آنان را با جریان شهادت تو و اصحاب با وفایت آشنا کردم واز بی وفایی و پیمان شکنی آنها انتقاد کردم. اولین ضربه را به دستگاه یزید لعنت الله علیه وارد ساختم.
در قصر عبیدالله بن زیاد لعنت الله علیه آنچنان که سزاوار دخت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام بود، مقتدرانه وقوی سخن گفتم که ارکان هیبت و قدرت خیالی ابن زیاد به لرزه درآمد. هیبت پوشالی و سیطره امویان که دلها را سخت ترسانده بود، در هم شکسته و از دلها بیرون بردم.
برادرم، آه از راه شام! از دروازه شام! شامیان به ما سنگ زدند، آتش بر سر ما ریختند...
آه، از خرابه شام! که روزها از گرما و شبها از سرما آسایش نداشتیم.
آه، برادرم، نپرس از دخترت که چه شد؟! رقیه ات در خرابه شام کنار سر بریده ات آنقدر ناله کرد تا مانند کبوتری روح از بدنش به پرواز در آمد.
آه، از مجلس یزید! یزید لعنت الله علیه به ما زخم زبان زد، ما را آزرده خاطر کرد. و من به حکم الهی با سخنان خود عرش یزید را به لرزه در آوردم، تار و پودش را به هم ریختم. وپایه های حکومت غصبی اش را در هم کوبیده و آماده سقوط کردم. و حقانیت نهضت تو را به گوش عالمیان رساندم....
|

|