|
زيارت حضرت ام البنین مادر حضرت ابوالفضل العباس عليهما السلام
«السلام عليك يا زوجة ولي الله السلام عليك يا
زوجة اميرالمؤمنين السلام عليك يا ام البنین
السلام عليك يا ام العباس ابن اميرالمؤمنين علي بن
ابي طالب رضي الله تعالى عنك وجعل الجنة منزلك
ومأويك ورحمة الله وبركاته»
******************
ام البنین كه نامش «فاطمه» دختر حزام است زنى رشيد
شجاع و عارف و فاضل و نجيب و با اخلاص بود. فاطمه بنت حزام از قبيله «بنى كلاب» و
خواهر«لبيد» شاعر بود. زنى بود با شرافت از
خانواده ای ريشه دار و دلاور و نسبت به فرزندان
حضرت زهرا سلام الله علیها نيز بسيار مهربان بود.
امیر المومنین پس ازشهادت حضرت زهرا سلام الله
علیها، به برادر خود عقیل که انساب و نژادهای عرب
را خوب می شناخت، فرمودند: برای من زنی انتخاب کن
قهرمانان عرب او را زاده باشند، تا با او ازدواج
کنم و برایم پسر شجاعی بدنیا آورد که همراه فرزندم
حسین در کربلا باشد. عقیل در جواب عرض کرد: با
دختر حزام کلابی ازدواج کن چون در عرب شجاع تر از
آباء او کسی نیست. و آقا امیر المومنین با او
ازدواج کردند.
نقل شده است همان روزی که حضرت ام البنین پای در
خانه امیرالمومنین نهادند، حسنین مریض بودند و در
بستر بودند ، ایشان به محض اینکه وارد خانه شدند،
خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رساندند و
چون مادری مهربان به پرستاری آنان پرداختند. و
همچنین در همان روزهای اول از حضرت امیر المومنین
تقاضا کردند که مرافاطمه صدا نزنید چون می ترسم
فرزندان زهرا سلام الله علیها به یاد مادرشان
بیافتند و غمشان تازه شود. لذا امیرالمومنین ایشان
را با کنیه ام البنین می خواندند.
ثمره ازدواج آنها چهار پسر بود به نامهاى: عباس،
جعفر، عبد الله و عثمان
(هنگام
شهادت عباس
34 سال داشت، عبد الله 25 سال، عثمان 21 سال و جعفر
19 سال)
كه هر چهار فرزندش روز عاشورا در كربلا در ركاب
امام حسين عليه السلام جنگيدند و شربت شهادت
نوشيدند.
آه، از آن وقتی که مسافران کربلا به مدینه باز
گشتند! هنگامیکه ام البنین فرزندان خود را در میان
آنان ندید، پیش از اینکه از شهادت فرزندان خود
بسوزد از غم داغ مولای خویش حضرت امام حسین، فرزند
فاطمه سلام الله علیهما سوخت. روزها در بقیع می
رفت و بچه هاى عباس را نيزبه همراه می برد و به ياد فرزندان شهيدش
مرثيه و نوحه می خواند. زنان مدينه نيز به ندبه
ونوحه سوزناك او جمع می شدند و می گريستند.
اشعارى در باره عباس می سرود، و
با درست کردن صورتهای قبر به یاد فرزندانش و به
یاد مولایش، با شهامت و شجاعت کامل بی عدالتی بنی
امیه و ظلم یزید را بیان می کرد و چون حاکم ظالم
وجود این زن با شهامت را خاری در چشم خود دید او
را زیرکانه به شهادت رساند.
این بزرگوار در سیزدهم جمادی الثانی سال 64 هجری
در سن پنجاه و نه سالگی به شهادت رسیدند.و مرقد
مطهرشان در بقیع می باشد.
سلام بر او روزی که متولد شد و روزی که به شهادت
رسید و روزی که در قیامت محشور می شود.
|
در
عزای
تــو مدینه گریه کرد
|
ام کـلثوم و
سکـینه گریــه کـرد |
|
بر تو ای بانوی خـلق عـالمیـن
|
ریخت اشک فاطمه بنت الحسین |
|
روز تشیــع تو ای بانوی دیـن |
ریخت اشک چشم زین العابدین |
| |
|
|
شب به یاد غربتت دلها کباب |
روزهـا زوّار قـبـرت آفـتـاب |
|
حیــف آن لاله یاسـت نبـود |
روز تشیـع تو
عباسـت نبود |
|
سینـه یاد تربتـت افروختـه
|
دل شده مانند شمع سوخته |
|