بسم الله الرحمن الرحيم  اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن  صلواتك عليه وعلی آبائه   في هذه الساعة و في كل ساعة   وليا و حافظا   و قائدا و ناصرا   و دليلا و عينا   حتي تسكنه ارضك طوعا   و تمتعه فيها طويلا
 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

« این در همان در نبود؟ »

                                                                                         

 

 

فاطمه ایستاده بود پشت همین در و تکیه داده بود بر همین دیوار و در را بر روی پیامبر باز می کرد که به او می گفت:« پدرت به فدایت دخترم.»
فاطمه ایستاده بود پشت همین در و تکیه داده بود بر همین دیوار و در را بر روی پیامبر باز می کرد وقتی که پیامبر به دنبال « کسای یمانی » می گشت تا در آن آرامش یابد.
فاطمه ایستاده بود پشت همین در و تکیه داده بود بر همین دیوار و در را بر پسرانش حسن و حسین باز کرد وقتی که آمده بودند که نزد جدشان بروند و او گفت: « جدتان در زیر کسا است.»
فاطمه ایستاده بود پشت همین در و تکیه داده بود بر همین دیوار و قرص نان را بیرون گرفته بود تا دست های مسکین آن را بگیرد، بعد از چند روز گرسنگی و روزه ی بی سحری که گرفته بود.
فاطمه ایستاده بود پشت همین در و تکیه داده بود بر همین دیوار و به صورت خجل زنی که برای بر دهم سؤالی را تکرار می کرد و او با لبخند جواب او را می داد.
فاطمه ایستاده بود پشت همین در و تکیه داده بود بر همین دیوار و در را روی علی باز کرد وقتی که علی جانش و برادرش و پسر عمویش را از دست داده بود.
فاطمه ایستاده بود پشت همین در و تکیه داده بود بر همین دیوار و با گوش خود می شنید که همسایه ها به علی می گویند: « علی او را جایی ببر که دور از شهر باشد، گریه هایش ما را آزار می دهد و نمی گذارد خوب بخوابیم.»
فاطمه ایستاده بود پشت همین در و تکیه داده بود بر همین دیوار و به بلال که ساکت و محزون کناری ایستاده بود گفت:« دوباره اذان بگو، دلتنگم.»
فاطمه ایستاده بود پشت همین در و تکیه داده بود بر همین دیوار و و در را به روی علی باز کرده بود که می آمد تا برای سالهای طولانی خانه نشین شود.
فاطمه ایستاده بود پشت همین در و تکیه داده بود بر همین دیوار و می گفت: « نمی گذارم پسر عمویم را ببرید.»
و فاطمه ایستاده بود پشت همین در و تکیه داده بود بر همین دیوار که قنفذ لعین به همراه عمر لعنت خدا بر او و دار و دسته اش باشد، درب را به آتش کشید و با لگد شکست و محسن فاطمه را سقط و فاطمه را زخمی و شهید کرد.

و آیا این در همان در نبود؟؟؟!