سخن از کیست؟
از حبیبی که حبیب خدا را محبوب بود.
از آزاد مردی که تا ابد نامش نوید آزادگی گشت.
از سروری که جوانان بهشت را سید و سالار است.
از شهیدی که خدای تعالـی خونش را منتقم است.
از انسی که ملائک در بهشت بر او لطم کردند.
از غریبی که غریب الغربا بر او گریست.
از مظلومی که مظلوم دوران در رثایش «لاَ یَوم کیَومَک» را سر داد.
پدر و مادرم فدای کسی باد که رسول خدا (صلی الله وعلیه و آله) برایش «بأبی انت و امّی» را سرود.
از میوه دل مصطفی که از بی کسی ندا سر داد: هَل مِن معینٍ .... هَل منِ مغیث.... از آفتابی که با غروبش افق سرخ برکرانه تاریخ به یادگار گذاشت.
از شهسوار کربلا که به یاد غربتش از دلها فغان و زاری بلند می شود.
از پادشاهی که بی کفن بر زمین داغ کربلا غلطید.
از سلیمانی که چه بی رحمانه خصم، انگشترش را ربود .
از یوسفی که دشمنان حتی از پیراهن تنش نگذشتند !
سخن از بی نهایت است، از اسطوره شجاعت، سمبل صبر و مقاومت، از امام مهربانی ها، کشتی نجات و چراغ هدایت، از بزرگ انسانی که به انسانیت معنا بخشید. آری سخن از حسین (علیه السلام) است.
اینک که در ایام جانسوز اربعین حسینی به سر می بریم از خدای منّان مسئلت می نماییم تا گریه هایمان را ناشی از معرفت و توِأم با احساس هم خطی با امام حسین(علیه السلام) قرار دهد و به ما توفیق احیای شعائر مقدّس سید الشهدا را به طور احسن، ارزانی بدارد.