|
در امتداد توطئه ها
السّلام علیکم یا أهلَ بیت النبَوه و َمّوضِع الرسالَة و ُمختلَفَ الملائکة و مهبطَ الوحیَ و معدنَ الرحمّة و رحمةُّ الله و برکاتُه.
باز هم دستان پلید فرقـه وهابیت فاجعه ای جدید پدید آورد.
باز هم حرم اهل بیت رسول خدا (ص) مورد تهاجم قرار گرفت.
وامّا این بار مرقد شریف امامین عسکریین (علیهما السّلام) در امتداد دیگر اقدامات شوم وهابیون، در تخریب کردن تمامی مقبره های بقیع ودیگرمقابر حجاز، آتش زدن هزاران کتاب با ارزش و قدیمی، از بین بردن آثاری که از عهد پیامبر اکرم(ص) باقی مانده بود از جمله دربِ خیبر، کوچه های بنی هاشم و .... ویران شد.
آری وهابیت آئینی صد در صد انحرافی که به دستور استعمار تأسیس شد و فقط نامی از اسلام بر آن است. فرقه ای که حدود 280 سال است به وجود آمده و اهداف استعمار را به پیش برد. در واقع این آئین را به وجود آوردند تا با نام اسلام بر ضد اسلام عمل کنند.
يکی از دلایل ما بر این ادعّا یادداشت های جاسوس انگلیسی در کشورهای اسلامی (مسترهَمفِر) است که به صورت یک مجموعـه دنباله دار در مجلـه (اشپیگل) آلمان منتشر شد ودر حال حاضر به چند ین لغت دنیا ترجمه شده و به صورت کتاب در آمده است.
این فرد خائن که به دستور وزارت مستعمرات انگلیس کار خود را از جوانی شروع کرد. با یاد گرفتن مسائل اسلامی، زبان های ترکی، عربی و فارسی به عنوان فردی مسلمان در سال 1710 میلادی به کشورهای اسلامی می آید تا اخبار و نقاط ضعف مسلمانان را به وزارت مستعمرات انگلیس گزارش دهد و به گفته خودش، دو وظیفه را به عهده او گذاشته بودند:
1- نقاط ضعف و آسیب پذیری مسلمانان را ردیابی و گزارش کند تا بدین وسیله پایه های اسلام را مورد هدف قراردهند.
2- در صورت یافتن نقاط ضعف به آنان یورش ببرد که به زعم آنان این موفقترین راه در رسیدن به اهداف و پیروزی بر دشمن است.
این جاسوس مزدور در سفرش به شهر بصره در عراق با مردی آشنا میشود. که خودش در خاطراتش اینگونه نقل می کند:
"با جوانی آشنا شدم که لباس طلبه علوم دینی را می پوشید. نامش"محّمد بن عبد الوهاب" بود. او جوانی بسیار بلند پرواز و تند خو بود... برای فهم قرآن وسنت از اجتهاد خود استفاده می کرد و نظرات بزرگان را به نقد می کشید واگر نظرش با نظرات آنها متفاوت بود گفتهای آنان را اهمیت نمی داد."
او در ادامه یادداشت ها یش در مورد محّمد بن عبد الوهاب می نویسد:
"من گمشده ای را که در جستجو یش بودم یافتم . بلند پروازی..... ناخوشنودی از عالمان زمان و نیز استقلال رأی، مهم ترین نقطه ضعف های او بود که ممکن بود از آنها استفاده کنم واو را بد ین وسیله در اختیار داشته باشم ....محکم تر ین رابطه ها را بامحمد ایجاد کردم و همواره به او تلقین می کردم و می گفتم: تو موهبتی بزرگتراز علی وعمر هستی واگر اکنون پیامبر زنده بود تو را به جانشینی خود بر می گزید."
این مزدور انگلیسی یکی از زنان مسیحی به ظاهر مسلمان به نام صفیه را که جهت منحرف کردن جوانان مسلمان به عراق سفر کرده بود را به عقد محّمد بن عبد الوهاب در می آورد واز این طریق او را به شرابخواری و میگساری میکشاند، و بازیچه دست خود میکند. که نظرات خود را به آسانی به او القاء کند. محمد بن عبد الوهاب را با دلایل شیطانیش قانع می کند که نماز واجب نیست وجدیت او را در انجام واجبات مختل می کند.
او می نویسد:
"اینگونه من به تدریج رخت ایمان را از تن او بیرون آوردم ....کو شیدم این روح را در او بدمم که او غیر از شیعه و سنی خود راه سّومی را برگزیند، این پیشنهاد را با دل وجان پذیرفت. با کمک صفیه توانستم مهار شیخ را به طور کامل به دست گیرم .... می خواستم نهالی را که بهترین روزهای جوانیم را صرف آن کرده بودم به ثمر نشسته ببینم... من و محمد در راهی که مشخص کرده بودم پیش رفتیم و من هیچگاه حتّی در سفرها او ترک نمی کردم..."
و بالأخره طی جریان مفصّلی تلاش های همفر در سال 1143 هجری به نتیجه میرسد و آئین انحرافی وهابیت تحت حمایت های انگلستان توسط محّمد بن عبد الوهاب به طور آشکارا اعلام موجودیت می کند و کار خود را آغاز میکند. ویران کردن گنبدها, ضریحها ومکانهای مقدس مسلمانان در مکّه و مدینه به بهانه شرک و بت پرستی، یکی از شش بخشِ برنامه وزارت مستعمرات انگلیس بود که باید محّمد بن عبد الوهاب انجام می داد. به گفته همفر"شیخ به من قول داد که هر شش بخش برنامه را انجام خواهد داد" و تا کنون با کمال تاسف تا حدودی نقشه های شوم خود را به مرحله عمل درآوردند.
گرچه دشمنان اهل بیت برای درهم کوبیدن اسلام مذبوحانه تلاش می کنند امّا آنان میخواهند نور الهی را با دهان خود خاموش کنند، حال آنکه خداوند کمال بخش نور خویش است. یُریدونَ لِیُطِفئوا نورَ الله بافواههم و الله مُتمُّ نوَُره وَلَو کَرِهَ الکافِرون. (1)
دشمنان هر چه مکر و حیله دارند به کار برند. وَ مَکروا و مکرَ الله و اللهُ خیرُ الماکرین. (2) وانَّ اللهَ بِما یَعمَلون مُحیط. (3)
آری سرانجام عاقبت از آن متقین است. والعاقبة للمتقین. (4) وأنَّ الأرض یَرِثُها عبادِی الصّالحون. (5) و باطل چون کفی روی آبِ زلال حق است که با بادی از بین می رود وآنچه جاودان می ماندهمان حق است. کذلک یَضِربُ اللهُ الحقَ و الباطل فأمّا الُّزَبدُ فَیذهَبُ جُفاءً و أمّا ما یَنفَعُ الناسَ فَیَمکَُثَُ فیِ الأرض. (6)
آری هرگز با تخریب این قبور نمی توانند آثارپر برکت اهل بیت علیهم السلام را از بین ببرند و دلها را از محبت و عشق ایشان خالی کنند! غافلان چه فکر می کنند! اهل بیت علیهم السلام در قلوب محبین خود مقبره وبارگاه دارند. وفی قلبِ مَن یَهواکَ قبُرک... (7) ولی این اطمینان پیروزی نهایی حق بر باطل مسؤلیت را از دوش شیعه بر نمی دارد. این من وشما هستیم که باید مسلمانی صبورودرعین حال غیور باشیم. امروز باید مصرانه برای تعجیل در ظهور مولایمان امام زمان ارواحنا فداه دعا کرده و روح خود را از آلودگیها پاک کرده تا شیعه ای واقعی گشته که آماده یاری امام زمانش و لبیک گوی "هل من ناصرینصرنی" حضرتش بوده باشیم. باید در راه خدا به پا خیزیم و با عمل کردن به تک تک دستورات اسلام منهج اهل بیت علیهم السلام را در زندگی پیاده کنیم.
َربَّنا أفرِغ علینا صبراً و ثبَّت أقدامَنا و أنصُرنا علی القَومِ الکافرین. (8)
|