هجوم به خانه وحی در
کتب بکری ها (پیروان ابوبکر و عمر)
بلاذری
نویسنده معروف بکری در مورد هجوم به خانه حضرت زهرا علیها السلام درکتاب
انساب الاشراف چنین می نویسد: " ابوبکر برای بیعت گر فتن از علی، به دنبال
او فرستاد، پس علی بیعت نکرد. سپس عمر با شعله ای از آتش به سوی خانه علی
حرکت کرد،و با فاطمه در مقابل در خانه روبرو شد. فاطمه گفت ای پسر خطاب!
آیا تو را در حال آتش زدن درب میبینم؟! عمر گفت: آری ، این کار من از دین
پدر تو محکم تراست!"ا
حضور حضرت زهرا سلام الله علیها در خانه مانع از
هجوم نشد
ابن قتیبه
در کتاب "الامانة والسیاسة" که یکی از قدیمی ترین و مطمئن ترین کتابها نزد
بکری هاست چنین می نویسد:
"ابوبکر، عمر را به دنبال آنها که در خانه علی جمع شده بودند، فرستاد پس
آنها از خارج شدن از خانه خودداری نمودند. در این هنگام عمر هیزم طلبید و
خطاب به اهل خانه گفت: قسم به آنکس که جان عمر در دست اوست یا باید از
خانه (برای بیعت با ابوبکر) خارج شوید یا خانه را بر سر اهلش
به آتش می کشم. شخصی به عمر کفت: ای ابا حفص (کنیه عمر) در این خانه فاطمه
است. عمر گفت: اگر چه فاطمه در این خانه باشد."2
تاریخ نگار بکری "طبری"نیز همینطور اعتراف میکند...3
این ننگ
است نه افتخار!
محمد
حافظ ابراهیم از شعرا معاصر و مهم بکری ها در قصیده عمریّه میگوید:
و قولة
لعلی قالها عمر اکرم بسامعها اعظم بملقیها
حرّقت
دارک لا ابقی علیک بها ان لم تبایع و بنت المصطفی فیها
"و گفتاری
که عمر آن را به علی گفت شنونده این کلام را گرامی بدار و گوینده اش را
نیز..".
"اگر
بیعت نکنی، خانه ات را به آتش می کشم و نمی گذارم در آن بمانی، هر چند دختر
پیامبر مصطفی در آن باشد."
ننــگ
است که حضار در جلسه نه تنها بر او خرده نگرفتند بلکه مدال افتخار نیز به
او دادند!!4
شهادت
حضرت محسن علیه السلام در کتب مخالفین اهل بیت(بکری ها)
ابن شهر
آشوب چنین می نویسد: "فرزندان فاطمه (علیهاالسلام) عبارتند از: حسن، حسین،
زینب و ام کلثوم و همانا "محسن"که از ضربه قنفذ عدوی(غلام عمر)کشته شد"5
شهرستانی
در کتاب "الملل و النحل" می نویسد: نظام( یکی ازعلمای بکری) گفته است:
"همانا عمر چنان ضربه ای به شکم فاطمه در روز بیعت زد که فاطمه جنین خود را
از شکم انداخت."6
ومسعودی
در "اثبات الوصیة" و ذهبی در "المیزان الاعتدال"واقعه را همینطور بیان کرده
اند.7
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وال محمدو آخر تابع له علی ذلک